دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

کـــــــــلاغ جان ! قــــــــــــصه مـــــــن به سر رسید. . . ســــوار شــو ، تـو را هم تا خانه ات می رسانم . . . !!!

میترا
میترا

روبروی بهشت نشسته ام و جهنمی از دلتنگی با من است تا پل دستانت فرسنگها فاصله دارم

میترا
میترا

به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه . . .

میترا
میترا

دلگیر میشوم وقتی فکر میکنم که عاشقانه هایی که برایت مینویسم مثلِ چای هایی هستند که خورده نمیشوند! یخ میکنند و باید دور ریخت!

میترا
میترا

عقربه ها نیامدنت را تکرار می کنند و زمان مانند دردی بر تنم جاری می شود عادت نکرده ام به نبودنت و تو سخت به ثانیه هایم چسبیده ای !

میترا
میترا

چقدر سخت است در خلوتت دلواپس خاطره ای باشی که تو را بر باد داده است.....!

میترا
میترا

خــودم هم قبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــود روی گَرد و خـــاک تنـم یــادگــاری نــوشت بنویس و برو

میترا
میترا

….دارم بجای نقطه چین هرچه میخواهی بگذار! درد بغض … اما دوستت رانزار....

میترا
میترا

بعضي مهربوني ها خيلي قيمتي هستن چون هيچ انتظار و توقعي پشتشون نيس مثه كشيدن لحاف رو كسي كه ميون خواب اونو از رو خودش كنار زده...

میترا
میترا

خاصیت دنیــــــــــــــــــــــاست که در اوج داشتن و خوشبختی دلهره ی « از دست دادن » پر رنگ تر استــــــــــــــــــــ

میترا
میترا

بار خدایا ، از کوی تو بیرون نرود پای خیالم ، نکند فرق به حالم چه برانی ، چه بخوانی ، چه به اوجم برسانی ، چه به خاکم بکشانی، نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

کوچکتر باشد یا بزرگتر چه فرقی میکند؟؟؟ باید انقدر ادم باشد که پای حرفش بماند تا به ارامش برسی!!! و گرنه دهان هر نااهلی بوی گند دوستت دارمهای الکی را میدهد

میترا
میترا

آدم هاخیلی زود همراهان صمیمی را فراموش میکنند! درست مثل زمانی که باران بند می آید و خیلی‌ها چترهایشان را جا می‌گذارند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

زنده بودن یعنی همین چشمهایت همین منحنی ِ بی نقص ِ لبخندت ... میدانستی عمر ِ جاوید میخواهد این دستهای ِ تو؟

میترا
میترا

پنجره را رو به فصلی باز می کنم که حال و هوایش مستم می کند پیچک می شوم سقف آسمانش را ساده تر از بارانش می بارم و بی پروا تر از برگهایش می رقصم عریان ترین دفترم کجاست پر از هجوم عاشقانه های بی تردیدم...