میترا
ﻣﯽ داﻧﯽ ؟ اﻧﮕﺎر ﭼﺮخ ﻓﻠﮏ ﺳﻮارم اﻧﮕﺎر ﻗﺎﻳﻘﯽ ﻣﺮا ﻣﯽ ﺑﺮد اﻧﮕﺎر روﯼ ﺷﻴﺐ ﺑﺮف هﺎ ﺑﺎ اﺳﮑﯽ ﻣﯽ روم و ﻣﺮا ﺑﺒﺨﺶ وﻟﯽ ﺁﺧﺮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﻋﺸﻖ را ﻧﻮﺷﺖ ؟
میترا
خدا می داند چقدر دردناک است برای آدمی که زخم هایش را حتی از آینه پنهان کرده است در وصف خود بگوید: آی ...
میترا
بهار هم که نباشد ، من به مهربانی تو ای دوست از شکوفه لبریزم
میترا
بهار هم که نباشد ، من به مهربانی تو ای دوست از شکوفه لبریزم
میترا
هرجا ميريم و ظلمي ميبينيم ميگن نگران نباش ، خدا جاي حق نشسته خدايا... ميشه از جاي حق بلند شي تا حق جاي خودش بشينه؟؟!!
میترا
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام، اينجا چرا اينجوري شده؟
میترا
خدایا! عجب اشتباهی کردم که گفتم خودت مواظبش باش! تو برش گردون، من خودم مواظبش هستم !!!
میترا
بر کف دستم دانه ای که نباشد تو هم پر می کشی گنجشکک
میترا
سر بگذار و امپراطوریات را بر چین دامن من بنا کن
میترا
عشقهای معصوم، بی کار و بی انگیزهاند. دوست داشتن از سفرهای دراز تهی دست باز می گردد.
میترا
تنهایی، شاخهی درختیست پشتِ پنجرهاَم گاهی لباسِ برگ میپوشد گاهی لباسِ برف اما، همیشه هست!
میترا
خدایـــــــــا یا کسی رو بهمون نده یا اگر میدی دیگه ازمون نگیرش خوب؟؟ آخه آدمام هدیه رو پس نمی گیرن تو که خدایی دیگه...