میترا
کودک که بودم وقتیزمین میخوردم مادرم مرا می بوسید،تمام دردهایم از یاد میرفت! دیروز زمین خوردم دردم نیامد اما به جایش تمام بوسههای مادرم به یادم آمد!
میترا
دلم دیگر به این عشقها گرم نمیشود؛ باید به مادرم برگردم اتفاق است دیگر...
میترا
بعید می دانم این بار کشتی نوحی در کار باشد ! تنه های درخت، پشت این همه کامیون تابوت خواهد شد...!!!
میترا
وای از شهری که هزار خیابان ِ عاشقی نکرده دارد و ما هنـــــوز اندر خم ِ یک کوچه ایم
میترا
احــ ــسـاس قَشَـ ـنگیــســت ڪہ در خَـلـوت خــود، یــ ــاد یڪ دوسـت تــ ـو را غَـ ـرق تَمــ ـاشــ ـا ســ ــازَد
میترا
یادمان باشد اگر دور شدیم از صدای نفس خاطره هاست که چنین دلگرمیم...!
میترا
سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسلام
میترا
دقت کردین اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اینکه با کاغذ بریده بشه؟؟
میترا
میگی پایتخت رومانی چیه ؟ یارو لایک میکنه ! مثله اینه که به یکی بگی ساعت چنده ماچت کنه !
میترا
گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست کردن و گرنه امکان نداشت اینقده دیر کنه!!!.
میترا
هرگز نفهمیدم فراموش کردن دَرد داشت یا فراموش شُدن ....... به هر حال دارَم فراموش میکنم...... فراموش شُدنم را ....
میترا
این چرندیات که مینویسم و کَسی نمیخواندشان .. همه شان برای روز مباداست .. وقتی بیایی این هارا پرت میکنم جلویت .. تا بدانی که چه میگذشت وقتی نبودی .......!