میترا
آرامش میخواهم آرامشــی میخواهم ، خلوتــی میخواهم ، و تــو . . . ...که سُکوت کنــی و مَــن . . . گوش کنم
میترا
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است مثل همین باران بی سوال که هی می بارد که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد!
میترا
میدانم که می مانی و از قلبم بیرون نمیروی پس لااقل باران را بهانه کن ، دارد باران می آید . . .
میترا
سیب از درخت افتاد ... ستاره از آسمان ... تو از دماغ فیل ... و من از پل صراط گاهی فرقی نمیكند از كجا... سرنوشت مشتركی ست سقوط !!
میترا
یکی بیاید که وقت رفتن نرود.....!
میترا
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان... برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم... حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...! برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش... خنده هایی که دارم فراموششان می کنم... ... و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام !!!
میترا
کسی که نشسته است همیشه خسته نیست ...شاید جایی برای رفتن نداشته باشد ...!
میترا
هیچکس از ارتفاع نمیترسد... همه از سقوط میترسند! هیچکس از بازی نمیترسد... همه از باخت میترسند! هیچکس از تاریکی نمیترسد... همه از آنچه در آن است میترسند! و هیچکس از جمله "من دوستت دارم" نمیترسد، همه از واکنش به این جمله میترسند!!!
میترا
یکنفر در هـمین نزدیکــی ها چــيزی به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است خیالـــت راحت باشد آرام چشمهایت را ببــند یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد ...
میترا
عـاشـق روزهــــــــــــايي هستـم که مهـــــربان ميـــــشـــوي . . . حتـــي اگـــــــــــر نفهـــــــــــمم چرا !!!!!!!
میترا
نه من شبیه ِ لیلی های این سرزمینم نه تو شبیه ِفرهاد ِ کوه کن !کوه کــَنی ات پیشکشـــ /تیشه به ریشه ام نــــــزن
میترا
نیم ساعت پیش ، خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ، آواز که خواند تازه فهمیدم ، پدرم را با او اشتباهی گرفته ام ! زنده یاد حسین پناهی
میترا
واقعیت را جا میگذاریم، هر روز صبح، پشت در اتاق گریم . . از بس که آدم ها واقعی بودنمان را دوست ندارند
میترا
روزنامه را بهانه کردی که نگاهم نکنی و من شعر را، که صدايم را بشنوی اما لعنت به روزنامه هايی که شعر چاپ می کنن