دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

مرا اینگونه باور کن: کمی تنها کمی خسته کمی از یادها رفته خدا هم ترک من کرده! خدا دیگر کجا رفته؟

میترا
میترا

معلم به خط فاصله میگفت خط تیره میدانست فاصله چه به روزگار ادم میاورد

میترا
میترا

سکوت و صبوری ام را به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار دلم به چیزهایی پای بند است که تو یادت نمی آید !!!

میترا
میترا

آنقدر میوه های سمپاشی شده به خوردمان دادند ، که این روزها با حرف هایمان هم، آدم می کشیم....

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

روزنامه را بهانه کردی که نگاهم نکنی و من شعر را، که صدايم را بشنوی اما لعنت به روزنامه هايی که شعر چاپ می کنن

میترا
میترا

بيراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و مي كشيد! زين بعد همه عمرم را بيراهه خواهم رفت!!

میترا
میترا

روزهایم را خیابان‌های شهر می‌گیرند شب‌هایم را؛ خواب‌های تو.

میترا
میترا

من ثروتمندترين ادم روي زمينم! نمي بيني؟ دلتنگي هايم از پارو بالا مي روند. پاکت سيگارم هميشه پراست. از قلمم کلمات چکه مي کنند. .. .. از زبانم درد جاريست. و ياد تو راهميشه همراه دارم. ديگر چه مي خواهي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میترا
میترا

سلامدلم براتون تنگ شده بود

دیدنی ها
download.jpg دیدنی ها
توسط میترا

یک کشاورز چینی بعد از ۶ سال آزمون و خطا روش مناسبی برای تولید گلابی به شکل مجسمه بودا ابداع کرده او برای این کار از قالب های پلاستیکی شفاف استفاده می کند که باعث شکل گیری گلابی در حال رشد، در فضای قالب می شود قیمت هر بودا - گلابیدر بازار محلی: حدود ۷.۳ دلار

میترا
میترا

برای پخته‌شدن کا[!]ت که هنگام عصبانیت از کوره در نروید.

میترا
میترا

به سلامتي مگس كه يادمون داد زياد كه دور كسي بگردي آخرش ميزنه تو سرت....!!

میترا
میترا

من رفتم و تو گفتی برو به . . . . . هنوز بی تابم بی قرارم و سرگردان آن کلام آخرت راستی گفتی برو به سلامت یا به جهنم ؟؟؟؟؟

میترا
میترا

غصه هايت را به برگ ها بسپار پاييز است ميريزند...

میترا
میترا

تمامِ دریچه‌ها را به روویِ ماه و آفتاب بسته‌اَم تمامِ پرده‌ها را هم کشیده‌اَم. نه نور و نه روشنایی، ... نه نسیم، نه عطری آشنا، و نه حسِ قشنگِ برخاستن از بستری آشفته‌ی خیال. تو که نیستی، همیشه همین است!