majid
بگذار سر به سینه من تا که بشنویی آهنگ اشتیاق دلی دردمند را . شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده سر در کمند را
majid
کجایی در شب هجران که زاری های من بینی ...
majid
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد .
majid
زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آنهم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمیخواهی
majid
همه شب من در دل بندر دیده به راهم تا که تو بازایی
شده هر شب شاهد اشکم مونس دردم فانوس دریایی
می گیرم من از تو نشونه اما چه فایده هیشکی نمیدونه
می شینم من بر لب دربا خسته و تنها با دل دیوونه
majid
وقتی که برگی رو زمین می یفته* حس میکنم گریه ی بی صداشو حس می کنم چی میگذره تو قلبش* وقتی می بینه مرگ لحظه ها شو وقتی با چشمام می بینم که یک برگ* سیلی بیجا می خوره از تگرک پا می زاره خزون به باغ دلم *باز کلاغا سر می دن اواز مرگ یخ میزنه تو سینه قلب خونم *اخه من از تبار این خزونم وقتی که پرپرمیشه گل تو گلدون*خالی از کبوترا آسمون حباب بغضم تو گلوم می شکنه*ابر چشمام دوباره می شه بارون کبوتر دلم به فکر کوچه***برای من زندگی سرد و پوچه
majid
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بیاطلاع هستی
majid
و عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت میبرد
majid
با هم که قدم میزنیم حسودی اَش میشود آفتاب که هیچگاه قدم نزده است با ماه!
majid
بیایید به خاطر خدا آدم باشیم و میمون نباشیم میمونهایی ایستاده در خدمت ماشینها یا نشسته ، با دمهای حلقه کرده در کنار که ماشینها ما را سرگرم می کنند یا رادیوها ، فیلمها و گرامافونها