majid
همه بت هایم را میشکنم تا فرش کنم بر راهی که تو بگذری برای شنیدن ساز و سرود من .
majid
بفرمایید قرمه سبزی . برم شام بخورم که خیلی گشنمه . کی قرمه سبزی دوس داره ؟
majid
همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق پناهی گردد ، پروازی نه گریز گاهی گردد . و خنکای مرحمی بر شعله زخمی نه شور شعله بر سرمای درون .
majid
از زخم قلب کدام شما خون چکیده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
majid
فریاد من با قلبم بیگانه بود ...
majid
کنار من قلبت بشری نبود ...
majid
آن سوی ستاره من انسانی میخواهم : انسانی که مرا بگزیند انسانی که من او را بگزینم ، انسانی که به دست های من نگاه کند انسانی که به دستهایش نگاه کنم ، انسانی در کنار من تا به دستهای انسانها نگاه کنیم ، انسانی در کنارم ، اینه ایی در کنارم تا در او بخندم تا در او بگریم ...
majid
برای زیستن به دو قلب نیاز است ، قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند . قلبی که هدیه کند ، قلبی که بپذیرد . قلبی که بگوید ، قلبی که جواب بگوید . قلبی برای من ، قلبی بارای انسانی که من می خواهم تا انسان را کنار خودم احساس کنم .
majid
بیا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین ! من اینجا بس دلم تنگ است .
majid
بگو به باد بگو لعنتی برقص ! ما درون چادرهای عاریه درد میکشد ما نسلی سوخته است .
سلام
14 سال و 9 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 6 دقيقه قبل