majid
پیچم کنید به دیوار های زمین ، دارد سقوط میکند دلم
majid
اینجا جنازه ها زود پیر میشوند . و دریا ، به جشن مرگ ماهی هاست که شبها سیاه میرقصد .
majid
ماه را برهنه به شلاق میزدند وقتی که در شب تن من تابید .
majid
سخن بسیار یا کم ، وقت بیگاه است . نگاه کن ، روز کوتاه است .
majid
مرغ مسکین زندگی زیباست ...
majid
جامه ات خیس آمد از باران ؛ نیستت آهنگ خفتن . یا نشتن در بر یاران ؟
majid
حالم خوب نیست . گلو درد دارم . وای از سرفه های زیاد
majid
سلام به همه دنبالریااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
majid
به من گفت او: « لبی باید بوسید.» بدو گفتم من: « لب مار شکست را، رسوایی را !»… لرزید و از رویایش به درآمد. من خندیدم او رنجید و پشتاش را به من کرد…
majid
نه آبش دادم نه دعایی خواندم، خنجر به گلویاش نهادم و در احتضاری طولانی او را کشتم. به او گفتم: …….. « ـ به زبان دشمن سخن میگویی !» و او را کشتم!
majid
زنده ، این گونه به غم خفته ام در تابوت حرف ها دارم در دل ؛ می گذارم لب به سکوت
majid
دست بردار ، ز تو در عجب ام به در بسته چه می کوبی سر نیست ، می دانی ، در خانه کسی سر فرو می کوبی باز به در
majid
آه ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی هیچ ایا یک قدم دیگر توانی راند؟ هیچ ایا یک نفس دیگر توانی ماند ؟ نیمه راهی طی شد اما نیمه جانی هست باز باید رفت تا در تن توانی هست باز باید رفت راه باریک و افق تاریک دور یا نزدیک