Mostafa
من 20 ساله که تو پادگانم، منو از 2 سال سربازی میترسونی؟
Mostafa
توسط API
شماها یادتون نمیاد ولی یه زمانی خجالت خوب چیزی بود
Mostafa
توسط API
یکی منو صدا کنه، میترسم اسمم یادم بره
Mostafa
توسط API
خلاصه اینطوری بود که اینجوری شد
Mostafa
توسط API
یه پاکت خالییه پفک اون گوشه ی اتاق، منم این گوشه ی اتاق، و خیلی پاکت پفک اونور خیابون تو سوپری
Mostafa
اصن همش تقصیره خودمه، عصری نباید پفکامو به زور میخوردم که الان بی پفک باشم
Mostafa
ینی من همیشه سوپرمارکت رو با سوپرماریو قاطی میکردم
Mostafa
ینی این رفیقای ما هر وخ اومدن اینجا یخچال رو جارو کردن رفتن، حالا کی حوصله ش میشه بره تا سوپری
Mostafa
آخه مگه یه آدم چقد میتونه طاقت دیدن ارور داشته باشه
Mostafa
از صبح تا شب بشین پای این کامپیوتر، اون وخ یه ارور برات شاخ و شونه بکشه
Mostafa
توسط API
ینی یه لحظه فک کنم یا زلزله شد یا رعد و برق زد، یا شایدم یکی داره رو پشت بوم راه میره
Mostafa
توسط API
ینی این سیستم و اینترنت دست به یکی کردن منو دیوونه کنن، من میدونم
Mostafa
توسط API
یادش بخیر یه شب تا صبح گرفتیم خوابیدیم
Mostafa
توسط API
همش تقصیره خودمشه ( وقتی نمیدونید تقصیره خودتونه یا اون یا هر دوتاتون، از این واژه استفاده کنید: خودمشه = خودمه خودشه )
Mostafa
توسط API
ینی طرف یه جوری راه میره انگار که داره گام بر میداره