motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
السلام عليك ايتها الصديقه الشهيده
motefavet
تابوت کوچکی که بمیرم درون ِ آن/ با چند تخته چوب برایم درست کن /تا داغ این شقایق زخمی نهان شود /تابوتی از لطافت شبنم درست کن
motefavet
هوای شهر بهاری ولی غم انگیز است/ بهار اگر تو نباشی، شبیه پاییز است/ دلم هوای تو کرده، چه می شود آیی؟/ ببین که کاسه صبرم زغصه لبریز است
motefavet
بيزارم از اين زندگي سودايي/ از اين همه دلبستگي دنيايي /اي کاش دلم خوشه اي از گندم بود / در دست گرسنگان آفريقايي