motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
من و توایم دو پژمرده گل میان کتاب/ من توایم دو دلبسته از قدیم به هم
motefavet
شبیه یکدگریم و چقدر دلگیر است / شبیه بودن گل های بی شمیم به هم
motefavet
من از روزی که دل بستم به چشمان تو می دیدم/ که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر
motefavet
در چشم آفتاب چو شبنم زیادی ام / چون زهر هر چه باشم اگر کم زیادی ام
motefavet
در قنوتم ز خدا عقل طلب می کردم / عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت
motefavet
تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت /خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت
motefavet
یک قطره ی آبم که در اندیشه دریا / افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
motefavet
یادمان رفته که ما دل داریم/ یادمان رفته وجودی همه از گِل داریم/
motefavet
تسبيح تو كه تربت حمزه به قاب داشت /در سينه اش شميم دعاهاي ناب داشت/ از كور نيز وقت سخن رو گرفته اي / هر چند چهره ات، ز نور احتجاب داشت
motefavet
رخت عزایم کو ، رسیده فاطمیه / از مشرق قلبم رسیده فاطمیه
motefavet
اللّهمّ بلّغ مولانا الإمام الهادی المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)