motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
تمام آسمان را خون گرفته/ دلم را غربتی محزون گرفته/ تو هم مثل منی می دانم آقا /دلت از دست آن ملعون گرفته...(آجرک الله یابن فاطمه (سلام الله علیها))
motefavet
خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا/ زمانیکه هراس مرگ میدزدد سکوتت را / یکی همچون نسیم دشت میگوید /کنارت هستم ای تنها . . .
motefavet
روزگارم پر شده از قصه های دیگران / روزگارم پر شده با غصه های بی کران
motefavet
دست تبر رسید و درختی بریده شد/ از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک؟!
motefavet
دلا از رخوت تردید، برگرد/ از این پاییز بی امّید، برگرد /قسم بر بال احساست، پرستو! / به هر جا می روی تا عید، برگرد