دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

motefavet

خدایا در ها بسته نیست ... ما دست و پا یسته ایم ... درباره »
motefavet
امتیاز: 2535

دنبال‌شدگان

(203 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(482 کاربر)

گروه‌ها

(123 گروه)

بازدید

motefavet
115.png motefavet

نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم

motefavet
motefavet
در مشاعره

موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یک / دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

motefavet
motefavet
در مشاعره

دوش در حلقه ما صحبت گیسوی تو بود / تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

motefavet
motefavet
در مشاعره

دلا تا کی در این زندان فریب این وآن بینی / یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

motefavet
motefavet
در مشاعره

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید/ قصه بی سر وسامانی من گوش کنید

شهرام شکوهی
شهرام شکوهی
توسط motefavet

چشمای من خواب چشاتو دیده / غم از دلم با دیدنت پریده / ناز نگاتِ همه هستی من / دوسِت دارم ای از خدا رسیده

motefavet
motefavet
در مشاعره

تویِ این کوچه سرگردانی / عابر حادثه دیده تو خودت می دانی/زندگی هجرت سبزی است که در پایانش/ تو خودت توی قشنگی خدا می مانی

motefavet
motefavet

جمعه ام شب شد و گویا خبر از یارم نیست/ دل شکست و ز چه رو دلبر و دلدارم نیست؟

motefavet
kanoon1.jpg motefavet

مژده ی آمدنت قیمت جان می ارزد / تاری از موی تو ، به جهان می ارزد

motefavet
motefavet

گر چه آب رفته باز آید به جوی/ ماهی بیچاره اما مرده بود

motefavet
1_5-m.jpg motefavet
در مشاعره

در همه جا نسل سیادت زتوست/ وز همه رو بال سعادت زتوست/زهره ی زهرا دو جهان نام توست /کن فیکون بسته به اقدام توست/

motefavet
motefavet
در مشاعره

می آیی از نواحی سرسبز آسمان / با بیرقی به سرخی خون شهیدها

motefavet
motefavet
در مشاعره

روزها فکر من این است و همه شب سخنم / که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
253231148111521623121935101366315213487232.jpg motefavet

قنوت یعنی، خود را در دست ها نهادن و به خدا تقدیم کردن.

motefavet
motefavet

خدایا ... نــرسـان "زمـانی" را کـه بــرای زنـدگی؛ همـه چیـز داشتـه باشیـم غیـر از "زمـان"

motefavet
motefavet

شاید این آخرین نجواهای مولا علی با خانم فاطمه الزهرا بود: پرستوی مهاجرم، چرا ز لانه میروی؟ اگر ز لانه میروی، چرا شبانه میروی؟ قرار من، شکیب من، مهاجر غریب من، فدای غربتت شوم که مخفیانه میروی! حیات جان، امید دل، علی بود ز تو خجل، که با کبودی بدن ز تازیانه میروی! ابام فاطمیه رو به همه ی شما تسلیت میگویم!

این ارسال را بازنشر کرده است.