motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
چه بسیار انسان ها دیدم تنشان لباس نبود؛ و چه بسیار لباس ها دیدم که انسانی درونش نبود ...!
motefavet
يَا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَ الْجَمَالُ ... ای که برای اوست عزت و زیبایی ...
motefavet
تهران...هوای سُربی دی ... در ولیِّ عصر / دور از نشاط صبح و کبوتر... ولیِّ عصر / سرسام بنزها و صدای نوارها / شبهای بیچراغ و مکدّر ولیِّ عصر / خالی از اتفاقِ رسیدن، تمام روز / تاریک و سرد و دلهرهآور، ولیِّ عصر /یک روز جمعه سر زده، آقا، بیا ببین/ تو نیستی چه میگذرد در ولیِّ عصر؟ (اللهم عجل لولیک الفرج)
motefavet
دیگه دنبالرو دوست ندارم ... یا حرفی واسه گفتن ندارم ... نیدونم ؟؟؟