دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

motefavet

خدایا در ها بسته نیست ... ما دست و پا یسته ایم ... درباره »
motefavet
امتیاز: 2535

دنبال‌شدگان

(203 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(482 کاربر)

گروه‌ها

(123 گروه)

بازدید

motefavet
115.png motefavet

نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم

motefavet
sivNym_448.jpg motefavet

حسین هنوز هم مظلوم است ... ( ان شا ا... چنین نباشد ).

motefavet
motefavet

help me -------------- بروبچز چطوری مقاله ISI سرچ کنم ؟

motefavet
motefavet
در ظهور

نفس رسیده به جایی که مرگ می خواهد / کند که بیایی که مرگ می خواهد،/ بدون درک حضور مرا ببرد / مخواه قبل شما مرا ببرد

motefavet
motefavet
در مشاعره

نوای کودکانی که برای ... قدم های بودند باقی /همیشه پشت در تا که ببینند ... چه آورده برای خانه ساقی

motefavet
motefavet

دلت دریاست میدانم ... پر از احساس بارانی... و این زیباست میدانم ... در این ایام نورانی ، دعایم کن که قلبت چشمه جوشان خوبی هاست میدانم ...

motefavet
paper_p115.jpg motefavet
در خدا

يادت باشد هيچ كجا آنقدر شلوغ نيست كه نتوانى با خود خلوت كنی ...

motefavet
motefavet
در مشاعره

درختی ام که پر از قلب های کنده شده است/ ز خالکوبی غم های یادگار پرم /نه اهل کشتی نوح و نه سرنهاده به کوه / برای آمدن مرگ از پرم

motefavet
motefavet
در مشاعره

من که در تُنگ برای تماشا دارم/ با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

motefavet
majidi20110530100254950.jpg motefavet
در پُرتره

نه از مهر و نه از کین می نویسم / نه از کفر و نه از دین می نویسم / دلم خون است، می دانی برادر / دلم خون است، از این می نویسم

motefavet
motefavet
در قرآن

دادند به حکمت و به لطفی به شما / از این همه سوره، سوره ی کوثر را / کوتاه ترین سوره ی ، یعنی/ کوتاه ترین راه رسیدن به

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
motefavet

شعر آمد و از شهر، تب و تابم برد/ با خویش به دریاچه ی مهتابم برد /دریاچه چه لالایی ماهی می خواند/ آرام در آغوش خوابم برد

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
motefavet
در مشاعره

ای دل خلاف هروله ی حاجیان مرو / کافی ست هر چه عقل در افتاد با خدا

motefavet
motefavet
در مشاعره

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت/ آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت

motefavet
motefavet
در مشاعره

یک روز دو دلباخته بودیم من و تو! /اکنون تو ز من دلزده ای!من ز تو دلتنگ

motefavet
motefavet
در مشاعره

تو را خدا به زمین هدیه داده ، چون باران /که آسمان و زمین را به هم بیامیزی/خدا دلش نمی آمد که از تو جان گیرد / وگر نه از دگران کم نداشتی چیزی