motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
این حدس و گمان که آخرش باور شد / در قلب سیاه جامگان خنجر شد /روزی که تو رفتی همه با هم گفتیم / زیباتر از این نمی شود پرپر شد (@شهید)
motefavet
تاریکم و شب از دل من می جوشد / تکرار به تکرار خودش می کوشد / تکراری ام آن قدر که حالا دیگر / پیراهنم از حفظ مرا می پوشد
motefavet
یک روز به هیأت سحر می آید/ با سوز دل و دیده ی تر می آید / یک روز به انتقام هفتاد و دو شمس/ با سیصد و سیزده قمر می آید
motefavet
فکر کن جانم، بز اخفش مباش/ بر رخ لوح فشرده، خش مباش/ از من و حافظ که کمتر نیستی! / شاعری، برگ چغندر نیستی/هر کجا هستی به بی فکری مساز/ جاده ی اندیشه را دیدی بگاز/
motefavet
دلخون شده ی وصلم و لب های تو سرخ است/ سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر، نه
motefavet
تا معلم ز گرد راه رسید /گفت با چهره ای پر از خنده: /باز موضوع تازه ای داریم /آرزوی شما در آینده
motefavet
مگیر زورق فرسوده مرا از رود / که از خیال رسیدن به آبشار پرم!
motefavet
تا کی تحمل غم و تا کی خدا خدا/دیگر ز یاد برده گمانم مرا خدا