دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مارچلو

اتو بیوگرافی........... من مارچلو پاستا کورلئونه (مارچلّو (با ـــتَشطیت ِ روی لِ)) فرزند مارچلوی دو... درباره »
مارچلو
مرد - مجرد
امتیاز: 5616

دنبال‌کنندگان

(387 کاربر)

گروه‌ها

(18 گروه)

بازدید

مارچلو
مارچلو

مارچلو می آوازد [فایل]

FaTeMeH
FaTeMeH

پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
06012011036.jpg مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
توسط موبایل

shomaam az in kara mikonin? adamse dadashame

دریا  دلدار
دریا دلدار

کیا میدونن دنگ دنگ سال تحویل چه معنیی داره؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

allahYar
allahYar

@Amir Hossein امیر تو کجا بودی بچه گی هات تو استعداد نهفته ایی پسر صدات منو کشت پیشنهاد میکنم دوبلور بشی صدات مخ کار مستند راز بقاست

این ارسال را بازنشر کرده است.
FaTeMeH
FaTeMeH

گفتم مادر! ... گفت: جانم گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم گفتم خسته ام! ... ... گفت: پريشانم گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم ... ... ... ... گفتم كجا بخوابم! ... گفت: روي چششمانم اما يك بار نگفتم: مادر من خوبم شادم...! هميشه از درد گفتم و از رنج

گیس بریده
گیس بریده

چقد کآر ریخته رو سَرم بآس انجام بدم

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

تشنه لب را نمی‌دهد کَس . . . !

بازی با کلمات و دِل واژه ...
url.jpg بازی با کلمات و دِل واژه ...

آرزوهایـــت را جمع کن و روی سفره هفت سینی بیاور که سکوت بی اندازه اش مرا به سراب لحظه های سوت وکور زندگی دعوت میکند (ساعتی تا نو شدن سال92)

این ارسال را بازنشر کرده است.
shirin
shirin

سخت است وقتی از بغض گلو درد میگیری و همه میگویند لباس گرم بپوش …

ســآرا
ســآرا

احساس میکنم پیر شدم 19سالم شد

پـــری‌ســــا
پـــری‌ســــا

سرما خوردم. خوبتون شد ؟!

nakesemehraboon
nakesemehraboon

چند روزی است که دلم بد جوری گریه می خواد ....چشم هست ...اشگ هست....بهانه هست....اما جای یه شونه تو زندگیم خالیه........

α√α ...
α√α ...

عشق اگه عشق باشه پسوورد [!]بوک که سهله، قسمتِ کِرِِم دارِ بیسکوئیتمم بهش میدم

arash-reza
arash-reza

یادم نبود خاطره چهارشنبه سوری رو براتون بگم: اقا ما که خطر از کنار گوشمون گذشت بعد ده سال دوباره رفیتم چهارشنبه سوری کلی گشتیم و گشتیم از هاشمیه پیروزی طرقبه تا صارمی برگشتیم پارک خورشید هم بسته بودن خلاصه بالاخره ی جا پیدا کردیم وسط ترکیدن و ترکوندن و رقصوندن و خندیدن و پریدن بودیم یهویی چشات روز بد نبینه دیدم 4 - 5 نفر شروع کردن به فرار منم داد زدم فلانی فلانی ماموراااااااااا یهویی همه ریختن به فرار من کم تجربه اومدم زرنگی کنم از وسط خیابون فرار کنم داشتم پشت سرم رو نیگاه میکردم که کجان مامورا یهویی خوردم زمین تا اومدم بلند شم دیدم ی دونه غول با کلاه کاسکت و ازین زرها چیه اسمش وایساده خلاصه رو زمین سعی داشتم فرار کنم یارو اومد منو بگیره نمیدونم از کجا یکی دیگه پیدا شد اونو گرفت(طفلی)منم خودمو جمع و جور کردم د بدو این دفعه دیگه پشتمم رو نیگاه نکردم فقط جلوی رومو میدیدم و ویراز میدادم مثل ...... پشت سرم صدای دوتا دختر ناله مبکردن فریاد میزدن ولش ولش کن گویا مامورا خونواده رو گرفته بودن ولی من که غزل رو خونده بودم بد جور میزدن نامردا

Behrooz
Behrooz

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای ! این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند… صحبت از فراموشی نیست ،صحبت از لیاقت است !!!