مارچلو
تحمل چندتا چیزو ندارم ...... ظلم، نفهمی، تکبر و فوتبال
مارچلو
لازمه با رها کردن قدرت کلمات، کمی سبک بشی ... به نظم و قانونمندی حادثه همونقدر اعتقاد دارم که به قوانین ثابت ِ دیگه ... گاهی دوست دارم چیزی رو فاش کنم اما توی خلوت، نه میون چشم همه ... ولی دوست دارم یه حادثه اونو به چشم اهلش برسونه ... و حادثه همونقدر نظام منده که سایر قوانین ... بنا بر قوانین هستی فقط کسی که راهش یکیه، زمانی از اون راه عبور میکنه ... من این حادثه رو دوست دارم، نه نظم ِ شلوغ ِ رهگذرایی که فقط مجبورن از مسیری عبور کنن ... کـِی خلوت و کی ازدحام؟
مارچلو
من یه نگاهی به دنیا دارم ... هر وقت یه چیزی که اتفاقا خیلی هم چشم انتظارش بودم اتفاق میوفته و من خوشحال میشم، خیلی سریع میگم دنیا محل از دست دادنه، به چیزی دل نبند و خب مسلما با از بین رفتن اون شرایط آمادگیش هست و چندان ضربه نمیخورم ... این دنبال نکردن دیگران تو دنبالر خودش یه جورایی باور به همین عقیده هست ... آدما در نظر اول خوب میان و بعد خلافش ثابت میشه یا بد به نظر میرسن و میبینی اشتباه کردی ... به هر حال آدما کسایی نیستن که تو زندگی تو موندگار باشن ... به نوعی از هر نوع عادت کردن، وابستگی با دلبستگی فاصله میگیرم اونم تو هر سطح و اندازه ای
چی مگه من چیزی گفتم ؟

13 سال و 6 ماه و 16 روز و 30 دقيقه قبلنه من اینگوراز نشدم .
حتما مارچلو اين دفعه كه حوس كنسرت به سرم زد بهت خطاب ميدم خودتو آماده كن

13 سال و 6 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 39 دقيقه قبل
13 سال و 6 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 5 دقيقه قبل
....
13 سال و 28 روز و 13 ساعت و 43 دقيقه قبلصداش برا من بریده بریده است
13 سال و 12 روز و 14 ساعت و 27 دقيقه قبل