مارچلو
یادمه حول و هوش بیست سالگیم با کسی آشنا شدم که یه دختر بچه ی 5-6 ساله داشت...... دخترک خیلی شیرین و مثبت بود ........ به من و دوستام میگفت عمو بعد منم بهش میگفتم خاله شقایق ......... یه کم که گذشت گفت بهم بگو خاله سوسک بالدار ........ از سادگی و شیرینیش خنده م میگرفت ....... بزرگتر که شد سر به سرش میذاشتم میگفتم بهت بگم خاله سوسک بالدار؟ .......... شدیدا واکنش نشون میداد میگفت نههههه .......... حالا خانومی شده واسه خودش، خاله سوسک بالدار ما
مارچلو
Journey of me پریشب یه آسمون پر رعد و برق بود، رعد و برق برام خیال انگیزه و نزدیک نیم ساعت-چهل و پنج دقیقه تو آسمون دنبال شکار رعد و برق میگشتم ..... امروز نم نم بارون و خنکی هوا به سرم زد تا سوار موتور شم ........ موتور سواری وقتی باد خنکی به صورتت میخوره واقعا لذت بخشه و خیس شدن تو بارون ......... بوی خوب زمین و نگاه کردن به آدما و مناظر ........ حول و حوش 15 تا بچه ای که انگاری با هم خواهر برادر بودن و دختر بچه ها واسه خودشون یه گروه شده بودن و رویا پردازی میکردن و پسر بچه ها هم یه گروه و لابد یه فکر یه شیطنتی بودن ......... رعد و برق که معمولا همراه جیغ بچه هاست جالبه ........ کسایی که زیر درخت میشینن تا خیس نشن ....... مسافرایی که وقتی یه جا اتراق میکنن انگار لذت بخش ترین قسمت سفر براشون زدن چادر و خزیدن توشه .......... و آسمون .......... آسمون همیشه برام یکی از جادوییترین و مسحور کننده ترین چیزا بوده ........ زل زدن به شکل ابرا و رنگ آبی آسمون و تصور و تخیلاتی که با ابرا شکل میگیره .......... نگاه کردن به ابرها و احساس اینکه همراهت حرکت میکنن و دید زدنشون از لای برگای درختا
چی مگه من چیزی گفتم ؟

13 سال و 6 ماه و 16 روز و 31 دقيقه قبلنه من اینگوراز نشدم .
حتما مارچلو اين دفعه كه حوس كنسرت به سرم زد بهت خطاب ميدم خودتو آماده كن

13 سال و 6 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 39 دقيقه قبل
13 سال و 6 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبل
....
13 سال و 28 روز و 13 ساعت و 43 دقيقه قبلصداش برا من بریده بریده است
13 سال و 12 روز و 14 ساعت و 27 دقيقه قبل