#عکس اسمون رو گرفتن یکی از کارای خیلی سختیه که اعتراف میکنم تا حالا نتونستم یه عکس خوبم ازش بگیرم با اینکه بیشتر از ۵۰تا عکس ازش گرفتم اما هرگز اونی که میخواستم نشد عکاسی توسط خودم@مارچلو
@hengame یه منظره ی جادویی الان تو آسمون شکل گرفته بود ...... دم غروب ....... گوشه ی شرقی آسمون ....... سه لایه ابر فوق العاده نرم (و به قول باب راس؛ ابرای مهربون) روی همدیگه ..... لایه ی بالایی پر نور و به خاطر زردی غروب زرد مایل به سفید ....... لایه ی زیریِ اون، کمی روشن ...... و در نهایت زیرین ترین لایه، تیره و بارونی ....... و گوشه و کنار این ابرا که خودش با جاهای پر شده و خالی به خاطر این سه لایه کلی فضای رویایی شکل داده بود .......... واقعا فوق العاده بود ....... آسمون همیشه مسحور کننده هست
کلی نوشتم ولی سند نشد حالا میبینم توی نامرد پاکش کردی منم همینجا مینویسمش بچه ی بد
میفهمم چی میگی. واقعا رنگا رو همونجور که میبینیم به تصویر کشیدن خیلی سخته
شاید به خاطر نور شدید آسمونه
شایدم به خاطر اینه که آبی از رنگای اصلی محسوب میشه و باید کلک و تکنیک خاصی زد
من تئوری رنگ و عکاسی رو بلد نیستم و نمیدونم ربطی داره یا نه؟ ولی تنظیمات نور و سرعت و دیاف برا آسمون و ابر خیلی سخته
در ضمن هنوز عکسی باز نشده که بهت آفرین بگم احتمالا بد آپ شده
از خـدا کـه پنهـون نیس از شومـا چـه پنهـون امروز بآیـه پست برخورد کـردم. . با تقریب ِ 900 دیدگـاه . . کـه تقریبا 700 تاش واسه این @مارچلو بــود. . خلاصش این کـه طی ِ خوندن ِ این دیدگـاه هــا از بس خندیدم خونـه همه شاکی شدن
روز اخر ماه رمضون با یکی از دوستام سرزده رفتیم خونه @✿.•*´BITA ✿.•*´ اذون گفته بودن و همه افطار کرده بودن بیتا به دوستمون نگین گفت الان از بیرون غذا سفارش میدم من نذاشتم گفتم یه غذای سردستی درست کن حالا هر چی میخواد باشه اونم یه غذای خیلی خیلی ساده درست کرد بهتره بگم هیچی سر سفره نبود ولی با همین غذای ساده سفره رو چنان زیبا تزیین کرده بود که کیف میکردی فقط بهش نگاه کنی همیشه عاشق سلیقه بیتا بودم و توی همه چیز ازش نظر خواستم و هیچوقتم پشیمون نشدم در مورد کارا و حرفای مارچلو @مارچلو و @►ℳ@Ž@ђ£Я◄ تا میتونستیم حرف زدیم و خندیدیم نگین بیچاره اینجوری شده بود
@✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿ گفتم خودتو سنگ رو یخ نکن خوب شد حرف یکی که چهارتا پیرهن ازت بیشتر پاره کرده رو گوش دادی .......... آواتاری هم که با احساسات مردم بازی کنه نذار
یه #عادت بدی که دارم اینه که نمیتونم تو #دعوا کردنم با بچه کوچیکا #سیاست داشته باشم ینی تا یکم #جدی میشم #خندم میگیره واسه همین #بچه ها ازم #حساب نمیبرن
@نیلوبانو ^_^ آقو ما يه بار سک سکه مون گرفته بود،بابامون براي اولين بار در عمرش خواست يه لطفي در حق ما بکنه سک سکه مارو بند بياره،رفت از تو انباري يه اره برقي آورد که مارو باهاش بترسونه...آقو گرفت اين اره رو روشن کرد افتاد دنبال ما!ما همينجوري جيغ ميزديم فرار ميکرديم....بعد از يه ربع که ديديم سک سکه مون خوب شده برگشتيم گفتيم بابا تموم شد،خاموشش کن....ولي متاسفانه پدر ما دچار يک هيجان کاذبي شده بود نميتونست ادامه نده!آقو بعد از دو ساعت و نيم تعقيب و گريز بالاخره مارو گير آورد از کمر نصفمون کرد!نيم تنه پاييني مونو انداخت تو کوچه گربه ها اومدن خوردن،ظاهراٌ پروتئينهاي بدن ما با آنزيمهاشون سازگار نبود همشون مردن! از اونجايي که علاقه باباي ما به گربه هاي کوچه خيلي بيشتر از علاقه ش به ما بود از دست ما عصباني شد گرفت تنها نيم تنه باقي مونده از مارو هم از وسط به دو قسمت تقسيم کرد! من الآن 34ساله دوتا يک چهارمم! ها ها ها ها ها.....يني اي پدر ما اون روز پدري رو بر ما کامل کرد ها!
چی مگه من چیزی گفتم ؟

13 سال و 5 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 22 دقيقه قبلنه من اینگوراز نشدم .
حتما مارچلو اين دفعه كه حوس كنسرت به سرم زد بهت خطاب ميدم خودتو آماده كن

13 سال و 5 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 31 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 57 دقيقه قبل
....
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبلصداش برا من بریده بریده است
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 7 ساعت و 18 دقيقه قبل