دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

my_moral_suicide

من را با ديوانه هاي زنجيري اشتباه نگيريد ! من را اين دخترك توي آيينه كه شلاق سياه دارد سخت بسته .. درباره »
my_moral_suicide
زن - مجرد
امتیاز: 638.3

دنبال‌شدگان

(143 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(275 کاربر)

گروه‌ها

(18 گروه)

بازدید

my_moral_suicide
my_moral_suicide

شترمرغ سرش را پايين آورد و گفت: چقدر خوشبختم که پرواز نميکنم. . و با دو قدم فيلی خودش را به شترمرغ نری رساند تا گازش بگيرد ..

my_moral_suicide
my_moral_suicide

برايم تعريف کرده اند اولين حس مادرم نسبت به وجود من حالت تهوع بوده ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
my_moral_suicide
my_moral_suicide

آدمهای دور و برم؟ ............... سگهايي که همچو کرم بر پوسيدگيِ زنده ماندن ميخزند و گاه از خوشحالي صداي گنجشک در مياورند ............. من گاو مشتی حسن هم نيستم..

my_moral_suicide
my_moral_suicide

مرتيکه Testimonial مال آدم شده واسه من

my_moral_suicide
my_moral_suicide
در حلقه

آرزوم راه رفتن با تو سر پیچ هاست.. وای که چقد حلقه خوبه..

my_moral_suicide
my_moral_suicide
در حلقه

دختر روی صفحه تیر تقویمم به ابرهای بالای حیاط خانه پلاک 50 زل زده .. ابرهای محجوب به پیشنهاد دختر به صفحه تیر تقویم تف میکنند ..

my_moral_suicide
my_moral_suicide
در حلقه

عزیزم نمییای بخوابی؟ -- نه خسته ام ! .... همین است راز این حلقه که دستانت را سخت در بر گرفته است ؟؟ ؟؟

my_moral_suicide
my_moral_suicide
در حلقه

مثل اول هر آهنگ مزخرفی.. چيزی فرياد زد: چند ميليون به يک نفر و صدايش محو شد..مثل آخر آهنگهايی که دوستشان داری

my_moral_suicide
my_moral_suicide
در حلقه

من بايد تونل ميشدم از اينهايی که بعد از هر چند متر تاريکی با يک مهتابی روشن ميشوند..

my_moral_suicide
my_moral_suicide

سه چيز ساعت بيولوژيکي بدنم را به هم ميزند: مسافرتهايي که من تا به حال نرفته ام، نرسیدن دود به ریه ها و روزهايي که همکلاسيهايم درس ميخوانند و من تمام روز را ميخوابم ..

my_moral_suicide
my_moral_suicide
در حلقه

بين بد و بدتر بايد بدترين را انتخاب کرد بعد نشست با ابر سياه صلح کرد و اگر ته قيافه اي یا ته ريشي بود، با گرگها رقصيد بايد اميدوار بود جماعت مانده بين بد و بدتر، هيچوقت نفهمند قضيه از چه قرار است ..

my_moral_suicide
my_moral_suicide
در حلقه

ای باد، وزان شو ____________________ باد: هوووووووو

my_moral_suicide
my_moral_suicide

من فقط هوس كرده ام بدون اينكه ديواري چيزي سر راهم سبز شود سه چهار دقيقه مثل اسب بدوم..

my_moral_suicide
my_moral_suicide

فصل آرامش بين دو شيوه متفاوت برنزگی ... وقت نشان دادن کم عمقی ذاتيم به هرکس ...که هنوز ته سوزن شبهه ای دارد به عمق من..

my_moral_suicide
my_moral_suicide

توي همه خاطره هايمان دارم سرفه ميكنم... فقط هم به خاطر همان عصری که باد آمد ..باران آمد .. آن مرد با اسب آمد ...اسبش لگد زد به تو... منم از ترس فرار كردم آنقدر دويدم كه به سرفه افتادم..