my_moral_suicide
شترمرغ سرش را پايين آورد و گفت: چقدر خوشبختم که پرواز نميکنم. . و با دو قدم فيلی خودش را به شترمرغ نری رساند تا گازش بگيرد ..
my_moral_suicide
آدمهای دور و برم؟ ............... سگهايي که همچو کرم بر پوسيدگيِ زنده ماندن ميخزند و گاه از خوشحالي صداي گنجشک در مياورند ............. من گاو مشتی حسن هم نيستم..
my_moral_suicide
مرتيکه Testimonial مال آدم شده واسه من
my_moral_suicide
آرزوم راه رفتن با تو سر پیچ هاست.. وای که چقد حلقه خوبه..
my_moral_suicide
دختر روی صفحه تیر تقویمم به ابرهای بالای حیاط خانه پلاک 50 زل زده .. ابرهای محجوب به پیشنهاد دختر به صفحه تیر تقویم تف میکنند ..
my_moral_suicide
عزیزم نمییای بخوابی؟ -- نه خسته ام ! .... همین است راز این حلقه که دستانت را سخت در بر گرفته است ؟؟ ؟؟
my_moral_suicide
مثل اول هر آهنگ مزخرفی.. چيزی فرياد زد: چند ميليون به يک نفر و صدايش محو شد..مثل آخر آهنگهايی که دوستشان داری
my_moral_suicide
من بايد تونل ميشدم از اينهايی که بعد از هر چند متر تاريکی با يک مهتابی روشن ميشوند..
my_moral_suicide
سه چيز ساعت بيولوژيکي بدنم را به هم ميزند: مسافرتهايي که من تا به حال نرفته ام، نرسیدن دود به ریه ها و روزهايي که همکلاسيهايم درس ميخوانند و من تمام روز را ميخوابم ..
my_moral_suicide
بين بد و بدتر بايد بدترين را انتخاب کرد بعد نشست با ابر سياه صلح کرد و اگر ته قيافه اي یا ته ريشي بود، با گرگها رقصيد بايد اميدوار بود جماعت مانده بين بد و بدتر، هيچوقت نفهمند قضيه از چه قرار است ..
my_moral_suicide
ای باد، وزان شو ____________________ باد: هوووووووو
my_moral_suicide
من فقط هوس كرده ام بدون اينكه ديواري چيزي سر راهم سبز شود سه چهار دقيقه مثل اسب بدوم..
my_moral_suicide
فصل آرامش بين دو شيوه متفاوت برنزگی ... وقت نشان دادن کم عمقی ذاتيم به هرکس ...که هنوز ته سوزن شبهه ای دارد به عمق من..
my_moral_suicide
توي همه خاطره هايمان دارم سرفه ميكنم... فقط هم به خاطر همان عصری که باد آمد ..باران آمد .. آن مرد با اسب آمد ...اسبش لگد زد به تو... منم از ترس فرار كردم آنقدر دويدم كه به سرفه افتادم..