my_moral_suicide
آخرش نفهمیدم دوستم داشت یا بهم عادت کرده بود .. راستش انگار نباید فرقی هم می کرد برام ..
my_moral_suicide
عشق بخوره تو سرم ..! اندازه یه موجود زنده هم دوسم داشتی برام کافی بود ..
my_moral_suicide
به چشم ضعیفم حسودی کنید .. من می توانم زندگی را توده ای بی نظم از آدم ها ببینم که لای نیاز های در هم بر همشان سلانه سلانه می دوند و می میرند ..
my_moral_suicide
کاش در و نمی بستی که حداقل جای چسب رو ازت بپرسم..
my_moral_suicide
همین جوری که دارم عکساتو ریز ریز میکنم .. حواسم هست زیاد ریزشون نکنم.. چون می دونم چیدن دوباره این پازل سخت میشه..
my_moral_suicide
من معتادت شدم.. تو منو ترک کردی ؟ این دیگه چه جورشه ؟؟؟؟؟
my_moral_suicide
زندگی خیلی دکمه کم داره..
my_moral_suicide
چقدر زبر و عبوس شده اند این پایه های ثابت رئوس سابقا نرم مثلث های عشقی ..
my_moral_suicide
شب عمیق ترین چاه دنیاست..آنقدر عمیق که تا فیلسوف وار بپری و بخواهی به تهش برسی ، صبح شده.. یا کله ات از آن طرف دنیا زده بیرون .. یا هر طوری!!
my_moral_suicide
جمعه روز من است.. بدون مسئولیت .. بدون کفش.. بدون تو.. !! نه انگار روز توست..
my_moral_suicide
حافظه من مثل اسب بود .. ولی حالا تو می میمیری و من یادم میره خاکت کنم ..