my_moral_suicide
بچه که بودم از مردن نمی ترسیدم.. الان که بزرگ شدم اصلا از مردن نمیترسم !!
my_moral_suicide
شايد تمام نمکی فهيما افسرده شدن مُردن... میلياردر نفهما هستن هنوز.. ای خدا بگم چی کارت کنه داروين..
my_moral_suicide
" روزگار غریبیست ... دهقان فداکار پیر شده،شنگول و منگول گرگ شدن،کوکب حوصله مهمون نداره،کبری تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه،روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسه س ، حسنک گاواشو ول کرده تو یه شرکت آبدارچی شده ، آرش کمانگیر معتاد شده، شیرین فرهادو پیچونده با دوست پسر جدیدش رفته اسکی ، رستم اسبشو فروخته موتور خریده با اسفندیار میره کیف قاپی ... واقعا چی به سر آدما اومده ؟؟؟؟ " >>نقل قول<<
my_moral_suicide
دستهایت را به من حلقه بزن.. تادر دل من رشد کنی..شاید زرد شود دل ابلغ من .. تا رهایت کنم قبل ازینکه قد بکشی و رهایم کنی..
my_moral_suicide
آدم اگر سرش به تنش بيارزد ميفهمد بايد خواب آلود تر از اين حرفها باشد .. انقدر خواب آلود كه نه توي كلاس اظهار نظر كند؛ نه توي تخت اظهار علاقه.. نه از ترس تنهايي اظهار تاسف؛ نه توي جمع هاي بيش از دو نفر اظهار وجود .. برويم بخوابيم همگي تا صبح تر از اين نشده..
my_moral_suicide
آنقدر نقطه را اسيد پاشيدی ..اسيد پاشيدم .. تا خورده شد .. گودال شد.. گودالی دراز و سوزناک از ضعف..
my_moral_suicide
ازدواج يعنی حماقت و ازدواج دانشجويی يک حماقت بچگانه! امروز صبح همينجور که تو تخت وول ميخوردم به اين نتيجه رسيدم مثل خر از خودم خوشم اومد بعدش!
my_moral_suicide
صدای يه ترمز چندش آور تو کوچه ... یه سوپور مرد..شايدم يه گربه..شايدم هيچ کدوم! کی ميگه زندگی سخته!؟
my_moral_suicide
سکوتم از رضايت نيست... من مادرزاد لالم..!
my_moral_suicide
بعضی وقتاــ فقط چند ثانیه ــ فکر میکنم از بقیه بیشتر میفهمم! همین نشون میده چقدر احمقم..
my_moral_suicide
دوزاري من يك شب من و دوست كج تر از خودم را توي پيچ واپيچ جاده فشم غافلگير كرد. بعد با آب و تاب فهماندمان ديگر براي عوض شدن خيلي دير شده نه يك روز دير و يك سال دير، خيلي ديرتر همه تقصيرها را هم انداخت گردن بارباپاپا كه تمام صبح هاي دراز دهه شصت، عوض شد و ما را با دهان نصفه باز فاكد آپ بار آورد تا شديم هميني كه شديم دوزاري من همه اين كارها را كه كرد خيلي آرام افتاد. طوري كه نه ما از ايني كه هستيم كج تر شديم نه نمره های درسی رو به نزول رفتند
my_moral_suicide
گوش کن...وزش ظلمت را ميشنوی..؟
my_moral_suicide
بيا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را...
میخواد بگه !..You're hot baby
my_moral_suicide
ميدونی...گاهی وقتا به هر چيزی که نتونم لمسش کنم شک ميکنم.. اصلا نکنه من همچین خاطراتی نداشتم!؟ شاید دلیل نبودنت لمس نکردنته ..