my_moral_suicide
با تو من کابوس را هم هر شب به انتظار مینشینم...
my_moral_suicide
عشق تو شبیه گیلاسی ست که نمیداند باید چگونه میان نگاه من و آخرین حسرت یک کرم تنها تقسیم شود! " اینو یه جایی خوندم ولی یادم نیس کجا "
my_moral_suicide
وقتی که نیستی تمام ترانه ها روی رخوت تنم استفراغ میکنند و من هوس میکنم زیر دوش آب گرم بتمرگم ،ناخنهایم عجیب وسوسه شده اند برای کندن تک تک کاشیها بوی خون بازی می آید
my_moral_suicide
وقتی با منی دردهایم را تسکین می دهی تو کدیین خالصی مخاطب..
my_moral_suicide
به من تاختی و مرا از من جدا کردی، تو برای خودت لشکری مخاطب..
my_moral_suicide
یک تقسیم بر صفر میشود بینهایت، البته در ریاضیات فقط ومن یک "تو"ی ناخالصم با ضریب همگنی بینهایت و ضریب همزمانی یک و ضریب اتصال صفر
my_moral_suicide
چقد دلم می خواد بیای و با همیشه موندنت رستگارم کنی ..
my_moral_suicide
بدون خداحافظی سادگی من و تو تکرار میشه تو همیشه در من ،در رویای من زندگی میکنی حالا من فقط باید آروم باشم...
my_moral_suicide
دخترک را هم به گوشه ی تاریکی می اندازیم که خودش را با دستهایش تکه تکه کند ،تو را هم که می دانم ،می دانم که چشمهای نگرانتر از همیشه ات خدا را جستجو می کند و آن دخترک.. تو را خدای خودش می داند خدای خودش..
my_moral_suicide
بگویم هوا هم که می خندی، داشتیم دود می خوردیم که رفتی توی دلمان.
my_moral_suicide
ولی شب ها به جای قصه تو گوشم خوندی که دیگه راه نجاتی نیست امشب هم ترسناک تر و بیزار تر از همیشه