نازنین ( NA - NA)
گستاخي خيالم را ببخش که حتي لحظه اي يادت را رها نميکند !
نازنین ( NA - NA)
یه روز دستاتو میگیرم گریه نکن...........شاید دیگه نبینمت گریه نکن...بخاطر جداییمون گریه نکن...بذار که خوب نگات کنم گریه نکن...بخاطر تنهاییمون گریه نکن.....
نازنین ( NA - NA)
وقتی نیستی.....منم نباشم بهتره.....روز خوش دوستان
نازنین ( NA - NA)
به تقويم ها اعتمادي نيست اگر در دل يا نگاهت تغييري رخ داده . . .
نازنین ( NA - NA)
اگه روزي خواستي بگي دوست ندارم ، آروم آروم بگو تا آهسته آهسته بميرم .
نازنین ( NA - NA)
ميدوني مترسک به کلاغ چي گفت ؟ گفت هرچي ميخواي نوکم بزن ، ولي تنهام نزار !
نازنین ( NA - NA)
چه سخت اس در جمع بودن / ولي در گوشه اي تنها نشستن به چشم ديگران چون کوه بودن / ولي در خود به آرامي شکستن . . .
نازنین ( NA - NA)
در ره منزل ليلي که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشي . . .
نازنین ( NA - NA)
تنهاييم را با تو قسمت ميکنم ، سهم کمي نيست گسترده تر از عالم تنهايي من عالمي نيست . . .
نازنین ( NA - NA)
داستان کوتاه: خدايا شکرت روي نيمکت پارک نشسته بود و به لباسهاي کهنه فرزندش و تفاوت او با بچه هاي ديگر نگاه مي کرد، ماشين گران قيمتي جلو پارک ايستاد و مرد شيک پوشي از آن پياده شد و با احترام در ماشين را براي همسرش که پسرکي در آغوش داشت باز کرد. با حسرت به آنها نگاه کرد و از ته دل آه کشيد. آنها کودک را روي تاب گذاشتند. خدايا! چه مي ديد! پسرک عقب مانده ذهني بود. با نگاه به جستجوي فرزندش پرداخت، او را يافت که با شادي از پله هاي سرسره بالا مي رفت. چشمانش را بست و از ته دل خدا را شکر کرد.
نازنین ( NA - NA)
زير سايبون چشمات تو شبستون نگاهت ، يه جايي گوشه اشکات مچ عشقتو ميگيرم ، بين پاييز و زمستون انتظار و نم بارون ، ميون نامهربوني تا بخواي برات ميميرم .