نازنین ( NA - NA)
وبعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد.....وبعد از رفتنت انگار کسي حس کرد.... ....که من بيتو تمام هستي ام از دست خواهد رفت....
نازنین ( NA - NA)
نميدانم چرا رفتي؟....نميدانم شايد خطا کردم!.... و تو بي انکه فکر غروب چشمان من باشي...نميدانم کجا؟...تا کي؟...براي چه؟.... ولي رفتي ... .. ..
نازنین ( NA - NA)
كاش مي دانستي ما را مجال آن نيست كه روزهاي رفته را از سر گيريم ... و لحظه هاي بي بازگشت را تمنا كنيم كاش مي دانستي فردا چه اندازه دير است براي زيستن و چه اندازه زود براي مردن و هميشه واژه اي است پر فريب كاش مي دانستي يك آلاله را فرصت يك ستاره نيست و به ناگاه بسته خواهد شد پنجره هاي ديدار در اجبار تقدير..........
نازنین ( NA - NA)
نه چتر با خودش داشت نه چمدان که عاشقش شدم... از کجا میدانستم که مسافر است...
نازنین ( NA - NA)
امروز... انگار کسي آمد... و هواي دلتنگي ات را ... هي در آسمان اتاقم پاشيد ... و تو نبودي......
نازنین ( NA - NA)
همين مسير را مستقيم بروي مي رسي به دو راهي ،يک راه به من ختم مي شود ،آن ديگري به ختم من !!!
نازنین ( NA - NA)
وقتي خداحافظي ميکنيم چــه انـرژي عـظيـمي مـي خواهـد کـنترل اولين قـطره اشک بـراي نـچکيـدن...
نازنین ( NA - NA)
این قدر خیال های بیهوده نباف/ ماییم و ، دو خط رباعی و یک دل صاف / در اینه ی دلم به جز عکس تو نیست/ شک داری اگر بیا دلم را بشکاف
نازنین ( NA - NA)
چقدر وقت دارم برای تو و چقدر وقت نداری برای من و چقدر دلم میگیرد از این تنگی وقت که حتی وقت نمیکنی دلتنگ شوی برای من . . . !
نازنین ( NA - NA)
دل من يه روز به دريا زد رفت / پشت پا به رسم دنيا زد رفت / زنده ها خيلي براش كهنه بودن / خودشو تو مرده ها جا زد رفت