نازنین ( NA - NA)
بين روياي شبانه جستجويت مي کنم ، نرگس عشق مني هر لحظه بويت مي کنم ، برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد ، اي گل ناز بهاري آرزويت مي کنم .
نازنین ( NA - NA)
از غمش ناله کنان مي خوانم ، بي دلم رفت ولي با دل او مي مانم .
نازنین ( NA - NA)
کاش لحظه اي مي ايستادند قطرات زمان ، که از ميان برخيزد بوي ماندگي خاطرات من
نازنین ( NA - NA)
درويشم و درويش تر از خود نديدم ، همرنگ دلم عاشق و درويش نديدم ، عمريست که من عابر اين راه غريبم ، جز سايه ي خود همسفري بيش نديدم .
نازنین ( NA - NA)
باران باش و ببار و نپرس پياله هاي خالي از آن کيست !
نازنین ( NA - NA)
تو را با غير خود مي بينم صدايم در نمي آيد ، دلم مي سوزد و کاري ز دستم بر نمي آيد ، نشستم باده خوردم خون گريستم کنجي افتادم ، تحمل مي رود اما شب غم سر نمي آيد .
نازنین ( NA - NA)
لحظه ي پاک نيايش دارم از خدا يه خواهش ، بر سر دل هاي سوخته بکشه دست نوازش .
نازنین ( NA - NA)
به ياد آرزوهايم سکوتي مي کنم بالاتر از فرياد .
نازنین ( NA - NA)
يک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب هاي باراني از ياد ميرود
اين است حکايت آدم ها ، فراموشي . . .
نازنین ( NA - NA)
بياييد کمتر خطوط قلبمان را اشغال کنيم. شايد خدا پشت خط باشد
نازنین ( NA - NA)
گاهي خدا پنجره هارو مي بنده در هارو قفل مي كنه زيباس اگر فكر كني شايد بيرون طوفانه و خدا مي خواد از تو محافظت كنه
نازنین ( NA - NA)
حريم چشمهايم را به روي اشکي از جنس غروب نارنجي خورشيد وا کردم نميدانم چرا رفتي؟....نميدانم شايد خطا کردم!.... و تو بي انکه فکر غروب چشمان من باشي...نميدانم کجا؟...تا کي؟...براي چه؟.... ولي رفتي ... .. ..