nader
کیسه کوچک چای هر وقت می خواست حرف دلش را بزند،صدایش در گرمای آب می سوخت . کیسه پایین رفت ،رسید به ته لیوان و حرفش را زد و لیوان سرخ شد.....
elmira
اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد....
♪♫♪ یــا ســ C ـــی ♪♫♪
آقای ایرانسل!.......... نوکرتم به خدا! ..........برادر من! ...........عزیز من.........!به امام حسین من دوست ندارم تو مسابقه شما شرکت کنم! ... ........ به جون مامانم adsl دارم!........... صبح به صبح، ساعت ٧ منو با اس.ام.اس فروش ویژه بیدار نکن. .............شارژ جایزه بخوره تو سر عمه ت که 100000تومن شارژ کنم 100تومن بدی!............. موبایل بانک نمیخوام! ...............اینقدر واسه هر چی تبریک نگو!.............. نکن برادر من ! ...........نکن پدر من .........! نکن بیشعـــــــــور ! ...........من تا حالا از شما پیشواز گرفتم؟ .........بابام گرفته؟ ...........ننه م گرفته؟ ...........چی میخوای از جوونِ من آخه ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
وقتي بچه رو گشنه ميذارين همين ميشه ديگه...
nader
شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ، خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی که بفهمونی دوستش داری … دو روز که اعصاب نداری ، میگه: حالا شناختمت
nader
سلامتى همه اونایى که همیشه تو جمع میگن و میخندن ولى دو دقیقه که باهاشون تنهایى حرف بزنى میفهمى یه دنیــــــا غصه دارن .
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
باران رحمت خدا همیشه می بارد، تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم!