بچه ها من فردا دارم میرم مشهد......اصن فکرشم نمیکردم.چند روز پیش میخواستم برم جور نشد.ولی یهو همه چی جور شد برای رفتنم.....خیلی حال خوبی دارم......برای همتون دعا میکنم.....قول میدم.....
چند دقیقه دیگر وقت داری تا به من نگاه کنی... به من، به چشمانم، و به قلبی که برای تو می تپد.... این شب و این باران و تو.... چند دقیقه دیگر وقت داری تا به من نگاه کنی... پیش از آن که کاملا ً تمام شوم . . . " آنتوان دوسنت اگزوپری "
اگر به آدم بزرگها بگویید یک خانهی قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجرههاش غرقِ شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند. بایدحتماً بهشان گفت یک خانهی صد میلیون تومنی دیدم تا صداشان بلند بشود که: وای چه قشنگ !
بیا تمامش کنیم ...
همه چیز را ...
که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور شوی به ماندن .
نگران نباش .
قول می دهم کسی جای تو را نمی گیرد .
اما فراموشم کن .
بیخیال من ...
بیخیال همه خاطره های ریز و درشتی که جا گذاشتی ،
بیخیال دفترهایی که یکی بعد از دیگری پر می شدند از نامه هایی که تو هرگز نخوندی ...
بیخیال دلی که شکست ،
بیخیال ،
بخند ...
تو که مقصر نبودی.
من این بازی را شروع کردم .
خودم هم تمامش می کنم ...
می دانی ؟
گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است .
بیا به هم نرسیم .
آخ گفتی......
13 سال و 28 روز و 6 ساعت و 37 دقيقه قبل