با این زبون میشه مسخره کرد، با همین زبون میشه روحیه داد با این زبون میشه ایراد گرفت، با همین زبون میشه تعریف کرد با این زبون میشه دل شکست، با همین زبون میشه دلداری داد با این زبون میشه آبرو برد، با همین زبون میشه آبرو خرید با این زبون میشه جدایی انداخت، با همین زبون میشه وصل کرد با این زبون میشه آتش زد، با همین زبون میشه آتش رو خاموش کرد اگر اختیار هیچ چیزُ نداشته باشیم، اختیار زبونمونُ که داریم ... این هم یه راه دیگه واسه « از خود شروع کردن »
من احساس میکنم آدمای تنها اینجا تنهاتر میشن...درسته تازه اومدم ولی بیشترین حسی که به من دست داد همین بود...حتی بعضی وقتها توی لایک نظرا احساس میکنم هیچ کس برای اون نظری که پست شده رای نمیده.اکثریت دارن به پست دهنده رای میدن...در مورد نظرای خودم نمیگم.کلی اینجوریه....البته امیدوارم اشتباه کرده باشم...
و در آخر:اتک ...حشره کش تک...(البته جدیدا اتک هم که بهشون میزنی انگار داری اسپری خوشبو کننده میزنی ....سوسک هم سوسک های قدیم....بد که نگاشون میکردی حساب کار دستشون میومد....)
حوا!............ بیا سیب را سر جایش بگذاریم جبرییل را بکشیم .................عزراییل را شکنجه دهیم .............بهشت را ویرانه کنیم ...........شاید به زمین رانده نشویم ......................و میان جهنم رها شویم ........این روزها تاوان گناه سیب بسیار سنگین است......... و من بیشتر از همیشه خسته ........بیا سیب را سر جایش بگذاریم .................نوید توسلی
با خواهرت شوخی کن، دستش بنداز، بغلش کن،برو پشتِ در قایم شو و بترسون داداشت رو؛محکم بزن به شونش، هواشُ داشته باش..مامانتُ قلقلک بده تا از خنده نتونه حرف بزنه، کاری کن پیش دوستاش پُزتُ بده، کیف کنه از داشتنت...باباتُ بغل کن، چاییشُو تو بده دستش، بگو برات از تجربه هاش بگه، بشین پای حرفش، درددلش،دوستت اگه تنهاس، اگه غم داره تو دلش، اگه میبینی زل زده به مونیتورش وهر از گاهی میخنده،از اون تلخاش؛ تو هواشُ داشته باش، تو تنهاش نذار...باور کن،روزی هزار بار میمیره،کسی که فک میکنه براي کسی مهم نیس...
@Kimiya va گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد شاید کودکــانه ، شاید بی غــرور اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود می فهمــــم نه ضعیفم ، نه کودکم ، بلکه پر از احساســـم …