نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
بازی با کلمات و دِل واژه ...
سیاه شد روزگارم ...بی تو ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نام تو .... یاد تو .. بر لبانم ... گل لبخند می نشاند ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
قصــه ی عاشقــی ، نقـلِِِِ غصــه هاست ،
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یادش بخیر.... خاطرات من وتو ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ضجه میکشم ...بالب ِخندان و چشم ِگریان ....
نغمـــــه ی دل
تنهایی ام را که میچشم... طعم چشمهای ترا میدهد ....باران تمام میشود..... ومن هنوز به فکر خاطره ای هستم که از تو ندارم!!!!!!
نغمـــــه ی دل
استکان های خالی را که نگاه میکنم.... گلویم به خاطر چای هایی که با تو نخورده ام.... چقدر میسوزد.........
نغمـــــه ی دل
باران که میبارد... تمام کوچه های شهر.... پر از فریاد های من است.... که میگویم ....من تنها نیستمممممممممممممم تنها منتظرممممممممم تنهاااااااااااااااااا
نغمـــــه ی دل
بگو چکار کنم؟؟؟ وقتی شادی به دم بادبادکی بند است ...وغم چون سنگی مرا در سراشیبی یک دره دنبال میکند.... دلم شاخه شاتوتی ست.... که باد خونش را به در ودیوار میکوبد!!!!!1
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 20 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 7 ساعت و 52 دقيقه قبل