نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
جای مـردانِ سـیاست، بنـشانید درخـت، تا هــوا تازه شود...! سهرابِ سپهری
نغمـــــه ی دل
کاش دستِ دوستی هرگز نمیدادی به من ... آرزویِ وصل از بیمِ جدایی بهتر است..!
نغمـــــه ی دل
مرگ در قاموسِ ما از بیوفایی بهتر است ...در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است...
نغمـــــه ی دل
آدمها عوض میشوند و فراموش میکنند، اینرا بههم بگویید....
نغمـــــه ی دل
آن که تنها خواست ما را یک نفس تنها مباد.... آن که رسوا خواست ما را پیشِ کس رسوا مباد!
نغمـــــه ی دل
نـدارد درد مـا درمـان دریـغـا ...بماندم بی سرو سامان دریغا...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من باتو قهرم... برو رسوای شهرم ...که آب از سر گذشته ...نمیخواهی بدونی... گذشته برنگشته...
نغمـــــه ی دل
از من دست نکش، من هنوز در دسترس توام! دست، دست نکن، دارم از دست میروم!
نغمـــــه ی دل
گفتم چشمم، گفت به راهش می دار ...گفتم جگرم، گفت پُر آهش می دار ...گفتم دل من، گفت چه داری در دل؟... گفتم غم تو، گفت نگاهش می دار.... ابوسعید ابوالخیر
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دستهایت را بمن بده... دستهایت را میشناسم...
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبل