نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
کجا رسد به تو مکتوبِ گریه آلودم... که باد هم نَبَرَد کاغذی که نم دارد!...
نغمـــــه ی دل
من نشستم ز طلب، این دلِ پیچان ننشست ....همه رفتند و نشستند و دمی جان ننشست.... مولوی
نغمـــــه ی دل
چه از تو دورم کردهاند کلمات! کاش جای اینهمه شعر... فقط نوشته بودم: دوستت دارم!
نغمـــــه ی دل
تو را... به تمامی فراموش کردهام مگر، چشمهایت را ...که تمامِ تو بود!
نغمـــــه ی دل
آنچه که آدمی را والا میکند، مدت احساسهای والا در اوست ....نه شدت آن ...
نغمـــــه ی دل
دنیا که به پایان رسید رویاها... دنیایی دیگر خواهند ساخت... و خنده ی تو ....جای آفتاب را خواهد گرفت ....
نغمـــــه ی دل
اینروزا دنبال راهی ام برای تلف نشدن عمری که ازش لذت نبردم ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است.... یاد آر که محتاج دعایت هستم . .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
الهی .. برق امیدت را ... از کوچه های تار دلم .... نگیر ....
نغمـــــه ی دل
شجاع باش ...حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی... هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد....
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبل