نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
امان از دست تو دل دیوونه..... من که از دست تو نه راه پس دارم و نه راه پیش.... انگار هیچ راه فراری هم ندارم..... من تسلیم..... دیگه کجا میخوای منو با خودت ببری؟
نغمـــــه ی دل
اگر می فهمیدیم که زندگی همه انسانها سرشار از؛ غم ....عطش قدرت.... وسوسه است و ندامت.... چقدر مهربانتر و ملایمتر با یکدیگر رفتار می کردیم. «ویلیام آلن»
نغمـــــه ی دل
امشب آن حسرت دیرینه ی من... در بر دوست به سر می آید........ در فرو بند و بگو خانه تهی است ....زین سپس هر که به در می آید ...«فروغ فرخزاد»
√ ∂нαмε
این روزها پنجره ای باز نیست ....که از پشت آن / خنده ی نقره ای رنگ مهتاب را ..../برروی بلندترین درخت آسمان .../نظاره کرد...این روزها دیواری نیست ...!!!؟هیچ دیواری که بتوان بران تکیه کرد ...
نغمـــــه ی دل
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻓﻘﯿﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ.... ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﭘﻮﻝ ﺍﺳﺖ . . .
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 39 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 11 دقيقه قبل