نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
کابوسم را تعبیر کردند ...به نیامدنت ...و من خوب می دانم... همه خواب هایم وارونه اند... تو می آیی....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو سراسر عشق نابی ! زیباست ،سخنت... شکوه هات ،گریه هات! بخدا تو نعمتی ! تو این دنیای بیکسی!...
نغمـــــه ی دل
چه سنگدل است سیری که گرسنه ای را نصیحت می کند.... تا درد گرسنگی را تحمل نماید.....
نغمـــــه ی دل
زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود ...
Kuzey
تَنهاے یعنے، گوشه پروفایلت 60 نفر on باشـלּ ولے نمے توانے با هیچ ڪـבام בرב בل ڪنے و مجبور میشے בرבهایت را بنویسے، تا شایـב هماלּ ها لایڪ ڪننـב...
نغمـــــه ی دل
طوطی صحبت میکند، اما اسیر قفس است عقاب سکوت میکند و دارای اراده پرواز . . .
Kuzey
جـــــدا که شدیم… هر دو به یک احســـاس رسیدیم تو به “فراغـــــــــــت” من به “فراقــــــــــــت”
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 16 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 48 دقيقه قبل