نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
قیمت شیر باز هم افزایش یافت
نغمـــــه ی دل
عصرآهن مامحکومیم؛ محکومیم به بودن... نه به ماندن... بودن درمیان زشتی های به ظاهر زیبا که مارا دورمی کنند... دورمی کنند اززیبایی هایی که امروز دلیلی شدند برای بد شدن و بدماندن... واین چقدر دردناک است!! چقدر دردناک است که زیبایی ها دیده نشوند...یا؛نه... دردناک تراز آن این است که زیبایی ها زشت دیده شوند! بیایید،بدانیم که ماندنی نیستیم؛ پس لحظات بودن را به زیبایی سپری کنیم!!!
نغمـــــه ی دل
غروب در دل تنگم دوباره خانه گرفت ** دلم هوای می و گریه شبانه گرفت به شهر خویش غریبم ولی ** چه خواهد کرد کبوتری که به ویرانه آشیانه گرفت
نغمـــــه ی دل
تخم وفا و مهر درین کهنه کشتزار... آنگه عیان شود که بود موسم درو...!!!
نغمـــــه ی دل
من برای با تو بودن از همه چیز گذشتم تو چی؟ داشته هایت را به رخم میکشی؟
نغمـــــه ی دل
روزی که فریادزدی وگفتی دوستت دارم...گفتم بلندترنمی شنوم،امروزکه
درگوشم گفتی دوست ندارم...گفتم آرومتربقیه میشنوند...
نغمـــــه ی دل
ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن . . .
نغمـــــه ی دل
همیشه یادمون باشه که نگفته ها رو میتونیم بگیم اما گفته ها رو نمى تونیم پس بگیریم . . .
نغمـــــه ی دل
حقیقت چیزی نیست که نوشته میشود آن چیزی است که سعی میشود پنهان بماند . . .
نغمـــــه ی دل
زندگی به من آموخت هر چیزی قیمتی دارد، پنیر مجانی فقط در تله موش یافت می شود.
نغمـــــه ی دل
از پل نامردان عبور نکن ، بگذار آب تو را ببرد . . . از ترس شیر به روباه پناه نبر ، بگذار شیر تو را بخورد . . . ببر باش و درنده ، ولی از کنار آهوی آرمیده به آرامی بگذر . . . (کوروش بزرگ)
نغمـــــه ی دل
حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت ...
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت ...
کسی که زخم دل داشت اما ننالید ...
گریه کرد اما اشک نریخت ...
حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما سکوت کرد...
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 59 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 32 دقيقه قبل