نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
نه خنده ای كردم ...نه شعری سرودم ...تمام روز را خاموش ماندم... آن همه را با تو خواسته بودم... از همان آغاز... از آن جدل های رهاسرانه سرشار از هذیانهای روشن... تا آن شام واپسین ....كه با هم در سكوت خوردیم....
نغمـــــه ی دل
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد.... و ان اگاهی است.... و تنها یک گناه.... و ان جهل است... و درین بین باز بودن و بسته بودن چشم ها تنها تفاوت میان انسان های اگاه و نا اگاه است ....
نغمـــــه ی دل
افرادی که با ما هم عقیده هستند به ما آرامش می دهند... و افرادی که مخالف با عقیده ی ما هستند ، به ما دانش
نغمـــــه ی دل
موضوع غم انگیز در خصوص زندگی ، کوتاه بودن آن نیست بلکه غم انگیز آن است که ما زندگی را خیلی دیر شروع میکنیم . . .
نغمـــــه ی دل
گاه کوچکم میبینی و گاه بزرگ...نه کوچکم و نه بزرگ . خودت هستی که دور می شوی و نزدیک
نغمـــــه ی دل
از یک گوشه ی اتاق به گوشه ی دیگر سفر می کند … تمام فاصله اش تا من همیشه همین قدر است … تنهایی !
نغمـــــه ی دل
کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم ....مثل ساعت هایی که صبح دلسوزانه زنگ می زنند و در میان خواب و بیداری بر سرشان می کوبیم....بعد می فهمیم که خیلی دیر شده وقتی که تنهایی به سراغمان می آید …
نغمـــــه ی دل
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم.
نغمـــــه ی دل
هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد،او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد.
نغمـــــه ی دل
امشب کم توقع شده ام.... آرزویم کوچک و کم حرف است... هیچ نمی خواهم جز...."" تــــــــــــــــــــــــ و ""
نغمـــــه ی دل
آمــد ؛ رفــت (!) مــטּ مــانــده اҐ و جــاده اے ڪـہ بــہ دنـبــال او ، بــے انـتـہــاســت . . .
نغمـــــه ی دل
"دنیا" بازیهایت را سرم در آوردی… گرفتنیها را گرفتی… دادنیها را ” ندادی " حسرتها را کاشتی… زخمها را زدی … دیگر بس است… چیزی نمانده بگذار آسوده بخوابم … "محتاج یک خواب بی بیدارم . .
نغمـــــه ی دل
چه حیف که بین این همه آدم دگر هیچکسی به بارانی که بعد از مدتها باریده هیچ حسی ندارند..
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 59 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 32 دقيقه قبل