نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تـــو را سهـ ــم تمـــام رویــاهــایـ ـم کــردم انصــ ـافــــ نبــ ـود ...
نغمـــــه ی دل
پذیرفته ام که تنها در قلبم میتوانم داشته باشمـتـــ و اینگونه با یادتــــ تلـخ اما با عشق زندگی میگذرد
نغمـــــه ی دل
هر انسان کتابی است در انتظار خواننده ای وایکاش خواننده نوع خواندنش بی کلک باشد
نغمـــــه ی دل
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم گفت کو زنجیر تـــــــــا تدبیر این مجنون کنم
نغمـــــه ی دل
دیروز با عشق می جنگیدیم و امروز با عاشقی ...! آنجا برای رزم های شبانه می رفتیم اینجا برای بزم های عاشقانه ...! دیروز با هم به دشمن می زدیم و امروز برای هم می زنیم...! آنانکه دریایی زیستند مردابی نمیمیرند...!
نغمـــــه ی دل
صحبت ازفاصله نیست صحبت از مهر و وفاست شاید این فاصله ها محک عاطفه هاست
نغمـــــه ی دل
ضعیف ترین کلمه حسرت است ان را نخور پست ترین کلمه غرور است ان را بکش لطیف ترین کلمه لبخند است ان را حفظ کن صمیمی ترین شخص دوست است او را از یاد نبر که در پی ان خسران است .
نغمـــــه ی دل
می گویند: عاشق که می شوی، نگران خودت نباش. شب های باقیمانده ی عمرت،به این سادگی ها صبح نخواهند شد...
و می گویند: برای هضم دلتنگی ها نباید گریه کرد... باید راه رفت!
من دلتنگ نیستم...!!! فقط انگار که یک چیز سخت روی سینه ام باشد... هر بار که نفس می کشم، ذره ذره جانم را می گیرد و می برد و هرگز باز نمی گرداند...
اما دل تنگی یا هرچیزی مهم نیست، من هرشب تا خود خدا می توانم راه بـــــروم!!!
نغمـــــه ی دل
کاش میشد قلب ها اباد بود
کینه و غم ها بدست باد بود
کاش میشد کاش های زندگی
گم شوند پشت نقاب بندگی
کاش میشد کاش ها پنهان شوند
در میان غصه ها پنهان شوند
کاش میشد ........
کاش!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود ....زان پس چو نباشیم همـان خواهد بود
نغمـــــه ی دل
الهی! ما که به توزنده ایم هرگزکی میریم؟ ما که به تو شادانیم هرگز کی اندوهگین شویم؟ ما که به توعزیزیم هرگز چون ذلیل شویم تو آن مایی و ما آن تو سزاوار ربوبیتی و همه بر خوان تو دست این همه گدا بردامان تو کی بسر آید این وعده دیدار؟ به حقک و حرمتک یا عزیز و یا غفار
نغمـــــه ی دل
کاش میشد قلب ها اباد بود ...کینه و غم ها بدست باد بود ...کاش میشد کاش های زندگی ...گم شوند پشت نقاب بندگی ...کاش میشد کاش ها پنهان شوند ...در میان غصه ها پنهان شوند... کاش میشد ........ کاش!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
و رقص بید مجنون، لرزش اندام من است....
نغمـــــه ی دل
دل می رود زدستم صاحب دلان خدا را //دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 58 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبل