دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نغمـــــه ی دل

گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی... درباره »
نغمـــــه ی دل
زن
امتیاز: 3138

دنبال‌شدگان

(381 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(404 کاربر)

گروه‌ها

(38 گروه)

بازدید

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

من دلم می خواهد... ساعتی غرق درونم باشم!! عاری از عاطفه ها... تهی از موج و سراب ...دورتر از رفقا… خالی از هرچه فراق!! من نه عاشق هستم ؛و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من... من دلم تنگ خودم گشته و بس… { خدایا, مهربانم. . . دستم بگیر}

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در مشاعره

شبی که ماه مراد از افق طلوع کند // بُوَد که پرتو نوری به بام ما افتد

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در مشاعره

درد عشقی كشیده‌ام كه مپرس// زهر هجری چشیده‌ام كه مپرس

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

درمان درد من توئی و جز تو چاره نیست...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در مشاعره

کوتاهی از من است که دستم نمی رسد// پیشانی بلند تو جای نوشتن است

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در مشاعره

در کوزه کسی بود که می زد فریاد// من تشنه تر از آب ندیدم تشنه

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

دلم تنگ استــــــــــــــــــــــــــــ دلم اندازه ی حجم قفس تنگ استـــــــــــــــــــــــــ سکوت از کوچه لبریز استــــــــــــــــــــــــــــ صدایم خیس و بارانی ستــــــــــــــــــــــــــــــــــ نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانی ستـــــــــــــــــــــــــــ

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

در خیالم بودی ...غافل شدم.... زِ پروازت ...

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

درآن هنگام ،که در اوج بودی ...من در حسرت نگاهی ...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

سقف خانه مان را سیل زده باشد یا طوفان آسمانش برق زده باشد یا عصیان فرق ندارد … باز هم میشود خانه داشت باز هم میشود ساکن شد کا[!]ت دلت را فرمان کنی !

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

دیگر از "وفا" می ترسم... هر روز... "سگ گله" را با "گرگ ها" می بینم...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

پنداشت اگر شبی به سرمستی در بستر عشق او به سر کردم ...شبهای دگر که رفته از عمرم در دامن دیگران به سر کردم...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

بدرود ... دوستان گلم ....

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

امشب آن حسرت دیرینه ی من... در بر دوست به سر می آید........ در فرو بند و بگو خانه تهی است ....زین سپس هر که به در می آید ...«فروغ فرخزاد»

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

آنقدر زمین خورده ام که بدانم... برای برخاستن.... نه دستی از برون ...که همتی از درون... لازم است ...حالا اما ...نمی خواهم برخیزم ....می خواهم اندکی بیاسایم... فردا ...برمی خیزم.... وقتی که فهمیده باشم... چرا زمین خورده ام...