نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد نیــوتـوטּ رآ نمـے فهمـґ! وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد مطمئـטּ میشـم انـرژے بـوجـود مـے آیـد! وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد جــآذبــﮧ هــآ دو چنـدآטּ مـے شـود ... وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد فیـزیـڪ و شیمـے رآ در هـґ مے شڪند! همه مے گوینــد او فقـط لبـפֿـنـــد مـے زنــد! نمے دآننــد! وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد ...
نغمـــــه ی دل
دلم تنگ بود… صدام غم داشت… چشام گریه…. ولی حالا، دلم سنگه… صدام خنده… چشام بی رحم بی رحمه…
نغمـــــه ی دل
غریبــــــــــی، مثالِ دوخط ِموازی ، من می آیم ، او می رود ، پایانـش ، جدایـی !.../ ناهید /.
نغمـــــه ی دل
وقتــــی او رفــت ، دلم را نیز باخود برد ، باورم نیســت ، سفــر کرده ، بیاید ، همــــــراهِ دل !.... /ناهید /.
نغمـــــه ی دل
در من حسِ غریبی ست ، تنهاییِ من بغضی ست ، بیصـدا دردلم شکسـَت ، کســی نفهمید ، حـس غریبی ست !... /ناهید /.
نغمـــــه ی دل
تــونل ها راست مـی گـویـند؛ ... راه هست، ... حتی در دل سنگ!
نغمـــــه ی دل
بر روی سنگفرشهای خیابان که قدم میزنم همیشه با خود می اندیشم شاید این اخرین گامی باشد که که بر میدارم. مهربان. اهسته و سبک گام بر میدارم تا کوچه از من به نیکی یاد کند...
نغمـــــه ی دل
تو باش و تنهایی ات، من و یک پاکت خالی ای کاش ذخیره می کردم چند کام از تو را برای روز مبادا ...
نغمـــــه ی دل
بغــــض میکنمـــ زمـــــــــانی که میدانمــــ قراراستــــــــــــ روزی برایمــــ خــــــاطـــره شوی
نغمـــــه ی دل
غزل خداحافظی را خواندم زیبا بود! کاشکی شاعر برای سلام هم یک دوبیتی می سرود...
نغمـــــه ی دل
من برای تو زنده میمانم.. با قهوه ای تلخ.. در کافه ای پر دود..!!
نغمـــــه ی دل
گریه کردم، برای داشتنت برای بودنت برای خندیدنت برای خیانت کردنت برای دوری بودنت برای با مـن بودنت برای با من نبودنت . . . حالا فقط بگذار تنهایی هایم را بر روی دوشت اَشک بریزم من حالا فقط شده ام نگاه و دیگـر هیچ. . .
نغمـــــه ی دل
بعضی وقتا دیر میشه برا آمدن ...وقتی بخودت میای میبینی هیچکس دور و برت نیست ...اونوقته که میفهمی باید زودتر از این ها این غرور لعنتی رو زیر پات میذاشتی و بر میگشتی... پیش کسی که شاید هنوز دوست داره اما بخاطر خودخواهی تو سکوت کرده و تو سکوتش داره آب میشه .... نذارین دیر بشه برای برگشتن ....
نغمـــــه ی دل
کجا بودیـــــــــــــــــــــــــــی کجا بــودی وقتی برات شکستـم یخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم کجــا بـودی وقتــی غریبــی و درد داشت مـن تنها رو دیوونه میـــکـرد کجا بــودی ببینی مــن میســـوزم عیــن چشــات سیـاهه رنـگ روزم کجا بودی وقتی اشکــام میریخت خون جای گریه از چشام میـریخت
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 49 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبل