#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#narsiss /روزی برسد ک بـدون #اسپـیـس یک نفس بنویسم و بنویسم و ... [لینک]
(11463 دفعه)
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
باید می گذاشتی عاشقت بمانم عشق چیزی نیست که هر دقیقه هر روز اتفاق بیفتد اگر افتاد باید دو دستی چسبید اش باید می گذاشتی دو دستی بچسبم به قایق هایی که نجاتمان می دادند به رویاهایم به عشق ... زندگی اقیانوس دیوانه ای ست . . . مهدیه لطیفی
آهنگ پروفت عالی عالی عالی ..... عالی عااااالی ....
مرســــی. . . چه خوبه که برگشتی. . .دلم تنگیده بود
اصن منو پرت کرد توی خاطرات ِ شیرینم ... ممنونتم منم عزیزم ؛ دل تنگ همتون بود ...
دوسِش دارم. . .{خیـــــلی}
ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم بر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سياه تو ندارم ای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای باز به سويم؟ گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه من او نيم، او مرده و من سايه اويم من او نيم، آخر دل من سرد و سياه است او در دل سودازده از عشق شرر داشت او در همه جا، با همه کس، در همه احوال سودای تو را ای بت بی مهر! به سر داشت من او نيم، اين ديده من گنگ و خموش است در ديده او آن همه گفتار، نهان بود وان عشق غم آلود در آن نرگس شبرنگ مرموزتر از تيرگی شامگهان بود من او نيم آری، لب من اين لب بی رنگ ديري ست که با خنده يی از عشق تو نشکفت اما به لب او همه دم خنده جان بخش مهتاب صفت بر گل شبنم زده ميخفت بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم آن کس که تو ميخواهيش از من به خدا مرد او در تن من بود و ندانم که به ناگاه چون ديد و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مرد من گور ويم، گور ويم، بر تن گرمش افسردگی و سردی کافور نهادم او مرده و در سينه من، اين دل بی مهر سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم سیمین بهبهانی
@:))سو گند:((
#نیکی-فیروزکوهی
و در آن عشق تنها نباشی ..
که اگر تنهایی هم بود حریمی نباشد. . .
ترس تنهاییم هست بانو ..
ترسی که عادت بشه بی معنیه. . .
گوشامو هم محکم گرفتم کِ صدا کردنشو نشنوم کِ نشنوم داره به #نـــام صدام میکنه
و فکر کردم که سکوت را به حرف زدن با آدم های بـی-درد ترجیـح میدَم : |
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 11 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبل