nastaran mashreghi
تنها یک بار تنها یک بار بگو: دوستت دارم خیالت اسوده من آسمان را میگیرم تا به زمین نیاید…!
nastaran mashreghi
آنقدر نفس می کشم تا تمام شود همه ی نفس هایی که سراغ تو را میگیرند !
nastaran mashreghi
می پرسی “حالت چطور است ؟” اگر راست بگویم تو را می شکنم و اگر دروغ بگویم خودم را … من به شکستن عادت کرده ام تا مبادا خنده های تو ترک بخورند !
nastaran mashreghi
. چشمانت را قاب می گیرم و روی آن می نویسـم : فـــــروشـــی نــــیــــســــت !!!
nastaran mashreghi
امروز عکس تنهاییم را قاب گرفتم
عکسی در ابعاد
سه در بی نهایت…!
.
nastaran mashreghi
باران بیاید یا نیاید ، تو باشی یا نباشی ، خاطرت باشد یا نباشد ، من خیس از یاد توام !
nastaran mashreghi
هر کی دستت رو گرفت لزوما دوستت نیست ! شاید تو حرکت بعدی ، پاشو گذاشت رو شونت و رفت بالا … !!!
nastaran mashreghi
من نه عاشق هستم...
ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...
من خودم هستم و ...
تنهایی و یک حس غریب ...
که به صد عشق و هوس می ارزد.
nastaran mashreghi
گــریان شده دلـــــم….
همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز…
پا به زمین می کـــوبد…
تــــو را میـــخواهد….
فقط “تـــــو” را…
nastaran mashreghi
وقتی به تو فکر می کنم جاده می آید… وقتی در جاده می روم تو همراهم نیستی… تو و جاده در تنهایی من همدستید…
nastaran mashreghi
همه مرا با خنده های بلند می شناسند. بیچاره بالشم با گریه های بی صدا…
nastaran mashreghi
دلم برایت تنگ شده ! می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود . ولی می ترسم … ” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!!
nastaran mashreghi
مـــــرور می کنـم
خاطـــراتمـــان را
امـّــــا مگـــر
کـپـــی برابـر اصـــل میشـــود !
دلم تنگ شده برایت . . .
nastaran mashreghi
عشق مانند بـــــاران است …
آنگاه که نیست همه آرزویش را دارند و وقتی هم که میاید همه میگریزند …
nastaran mashreghi
باران که میبارد ، دلم برایت تنگ میشود …
راه می افتم بدون چتر ، من بغض میکنم ، آسمان گریه !