فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم، اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است، صبور باش و درکم کن. یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم. برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم… . ( به افتخار همه مادرا!)
غم نبودش قابل تصور نيست اميدوارم كسي اين حسو تجربه نكنه دردش درمان نداره زخمش هم ترميم نميشه هميشه جاي خاليش آتيش به وجود آدم ميزنه روزي صد بار دست به تلفن ميرم كه بهش زنگ بزنم اما وقتي گوشي رو برميدارم يادم مي افته و به خودم ميگم: من ك مامان ندارم
# آلدوس هاکسلی
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 32 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبلدنی هم تلفنی صحبت می کنی هم کار ارباب رجوع رو راه می ندازی هم کامنت میدی ؟
چند هسته ای هستی برادر من ؟ 
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 15 دقيقه قبلقرار بوئ اکسینوس اکتا 8 هسته ای سامسونگ باشم .. اما دیدم اسنپ دراگون 800 فعلا بالاتره
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه قبل
ماشالا . اصلا این سی پی رو از روی شما ساختند 
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 57 دقيقه قبل