˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
بر آبی چين افتاد، سيبی به زمين افتاد گامی ماند. زنجره خواند همهمه ای: خنديد. بزمی بود، برچيدند خوابی از چشمی بالا رفت. اين رهرو تنها رفت، بی ما رفت رشته گسست: من پيچم، من تابم. كوزه شكست: من آبم اين سنگ، پيوندش با من كو؟ آن زنبور ، پروازش تا من كو؟ نقشی پيدا آيينه كجا؟ اين لبخند، لب ها كو؟ موج آمد، دريا كو؟ می بويم، بو آمد. از هر سو، های آمد، هو آمد من رفتم، "او" آمد، "او" آمد ( نام شعر : شكپوی از مجموعه شرق اندوه )
فصل بعدیتونم میبینیم
14 سال و 4 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 56 دقيقه قبلنازی اینا مگه فصل بعدی هم هستن؟
14 سال و 4 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 53 دقيقه قبلحالا من هیچی نمیگم خوشین ها. فصل بعدی قرمز میشه سلطان لیگ . دی . البته از آخر
14 سال و 4 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبلگلپری جون حالا شایدم اومدن

14 سال و 4 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 49 دقيقه قبلاوه اوه
بابا سلطااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان 04
بیخیال نازی جون. ما خودمون زمین خورده هستیم .دی
14 سال و 4 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 48 دقيقه قبل