✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
میخواستم برم چهارم دبستان که به دلایلی مجبور شدم تایم کلاسیمو عوض کنم و از دوستا و رفیقام جدا بشم،یادمه خیلی ناراحت بودم و گریه میکردم میگفتم من دیگه نمیخوام برم مدرسه!تا اینکه یروز بابا نشست بام صحبت کرد گفت:من از تجربم دارم بهت میگم،این دوستا و رفیق بازیا تا یه حدش خوبه،چون نه بدردت میخوره نه آیندتو میسازه،بعد یه مدت هم جدا میشید،امسالم باز میتونی دوستای خوبی پیدا کنی...\اونروز واقعا حرفاش تو گوشم موند،هنوزم همینطورم،موقع جدا شدن از رفیقام اونقد ناراحت نمیشم که از زندگی بیفتم..
زرینتاج
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 8 دقيقه قبلوای که آدم اگر عاشق شود دل از همه شوید،دست به گریبان شود
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبل