دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

دخترِ زمستون. درباره »
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
زن - مجرد
امتیاز: 4901

دنبال‌شدگان

(939 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(613 کاربر)

گروه‌ها

(113 گروه)

بازدید

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

عشق به هر لحظه می‌کند / بر همه موجود صدا می‌کند

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

دوستان اگه منم با آنلاینای یهو میپرم وسط صفحتون...از همین تریبون عذر میخوام و ازتون میخوام خونسردی خودتونو حفظ کنید و مثه من نثار عمه و شوهرعمه نکنید

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در تجربه ام ميگه...

میخواستم برم چهارم دبستان که به دلایلی مجبور شدم تایم کلاسیمو عوض کنم و از دوستا و رفیقام جدا بشم،یادمه خیلی ناراحت بودم و گریه میکردم میگفتم من دیگه نمیخوام برم مدرسه!تا اینکه یروز بابا نشست بام صحبت کرد گفت:من از تجربم دارم بهت میگم،این دوستا و رفیق بازیا تا یه حدش خوبه،چون نه بدردت میخوره نه آیندتو میسازه،بعد یه مدت هم جدا میشید،امسالم باز میتونی دوستای خوبی پیدا کنی...\اونروز واقعا حرفاش تو گوشم موند،هنوزم همینطورم،موقع جدا شدن از رفیقام اونقد ناراحت نمیشم که از زندگی بیفتم..

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در چیزای خوب

ترش و !

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

دَه روزِ دیگـــ ه!کاش میتونســتم متفاوتتــر جشن بگیرم.

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

ســـوغاتی کـــ ه برایِ منـــ ه^

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

یکی از دوستام متولد 14 مهرِ.منم همش بهش میگفتم تولدت رُند نیست قاطیش میکنم.اونم یروز بهم گفت برو تو تقویم ببین 14 مهر چه روزیه! ازونروز به بعد دیگه هیچوقت یادم نرفت!!14 مهر روزِ دامپزشکیِ

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در خاطرات

یسری که میخواستم برم ، مامان دوستم گفت من انگشترمو زیر در حرم امام حسین گم کردم،رفتی یادت باشه نگاه بندازی شاید ببینیش،.منم ساده!باورم شد،نمیدونستم مَثَلِِ،،خلاصه چشمم که به در حرم افتاد یادم اومد،ولی چیزی ندیدم،بعد که برگشتم بهش گفتم جریانُ،اونام کلی بهم خندیدن،گفت قصد منم همین بود،اینکه تو به این بهونه به یادم باشی اونجا.

این ارسال را بازنشر کرده است.
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

تصاویر دستکاری شده

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

تصاویر دستکاری شده خلاقانه

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

زنگ زد گفت بیا کلاس خیاطیتو تموم کن!حیفه!حالا که به اخراش رسیده بذاریش کنار!!!روم نشد نه بیارم!راست میگفت!خدا صبر بده تمومش کنم!