✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
چندوقته دلم بدجور رمان خوندن میخواد...هی گفتم وقتمو واسه رمان طلف نکنم دیدم نمیشه!
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
دخترداییم با اون صدایِ ظریف و کوچولوش اومده میگه آجی،گفتم بله؟گفت سرما خوردی؟گفتم نه،گفت پس چرا انقد ارومی؟،،،،،: (
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
لطف ادمای مهربون ک هنوزم هستن و تنهات نمیذارن،،،
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
یادش بخیر،،،//،،ای ارزوی دلنشین،من از تو میپرسم چرا؟،،برق نگاهی آشنا،،این روز ها کم میشود،،!!
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
خدایا من از تو میپرسم،،،چرا همیشه چیزیرو میخوایم که به صلاحمون نیس؟؟
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
دوسنَدارم فلا برگردَم خونه،،
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
مامان-بزرگم گفت:ندا خیلی غُصَمه که میخوای بری،
زرینتاج
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبلوای که آدم اگر عاشق شود دل از همه شوید،دست به گریبان شود
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه قبل