†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ﺣﺎﻝ ﻣﺮﺍ ﻧﭙﺮﺱ ﮐﻪ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎ ﻣﺮﺍ، ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ " ﺑﻬﺘﺮﻡ "
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو چه دانی ...که پس هر نگه ساده ی من ...چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
کفش های یادت را به دیوار تنهائی ام آویخته ام تا خیالش راحت شود تو از پیش من جائی نمی روی پرویز صادقی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ﺩُﻧﺒﺎﻝ ِ ﮐَﻼﻏﯽْ ﻣﯽ ﮔﺮﺩَﻡ، ﺗﺎ ﻗﺂﺭﻗﺂﺭَﺵ ﺭﺁ ﺑﻪ ﻓﺎﻝ ِ ﻧﯿﮏْ ﺑﮕﯿﺮَﻡ، ﻭﻗﺘﯽ... ﻗﺂﺻِﺪَﮐْ ﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻻﻝ ﺍﻧﺪ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حکایت من حکایت گنجشکی است که دربازی کلاغ پر هم، حق پریدن نداشت!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
جدال نکن حتی اگر حق با تو باشد... به عذاب وجدان بعدش نمی ارزه
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
لیلی به دیار خود بازگرد............ مجنون های این زمان به همه لیلی ها محرمند.......... جز لیلی خود............
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ترک شهرآشوب من زین سان که شد صحرانشین /خواهم از شوقش به صحرا رو نهادن بعد از این
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 12 ساعت و 39 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 16 روز و 17 ساعت و 26 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 44 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 6 ساعت و 46 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!