†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
سُنتـ نشکـن...خـود بــآش آزادتــــرین فـرد...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دیوار دلم شکستــــِ ...بـا احتیاط عبـور کنید ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
وقتی حرمتها شکسته میشود، ببخشید گفتن ها سودی ندارد... سکوت کن
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بگذار بگویند مغرور است... سرد است..
مدت هاست که درختچه بی تفاوتی هایم را روی طاقچه عادت جا گذاشته ام...
و از دور نگاهم به دست زمانه ای است که این گیاه چندساله را سبزتر میکند...
بگذار هرچه میخواهند بگویند...
جای من همینجاست... کنار درختچه بی تفاوتی ها...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دسـت بـرآورده بـه زاری چـنـار /بـا تـو بـگـویـم چـه دعـا میکند
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تُو شبیهِ آنچه در بهار می روید ؛ پس به نام زندگی؛...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
رقـص شـمـا هـر دو کـلـیـد بـقاست /رحـمـت بـسـیـار بـر ایـن رقص باد
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 15 ساعت و 55 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 16 روز و 20 ساعت و 41 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 4 ساعت قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 10 ساعت و 1 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!