†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دنیایی را سیل اشک هایم برد از غم نبودنت
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلم چون انـار تَرک خُـورده در شب یلـداست...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تمام خواسته من همین صلــواتـست...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلــم شــاخــه ای
کــه مــیخــواهــد بــا پــرنــده پــرواز کنــد!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نمیدانم کجاست و چگونه میگذرد!!! چند وقتیست از حالم بیخبرم...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
پلک که می زنی دلم تاب می خورد.! مدتهاست که بند دلم را به مژه هایت گره ی ِ کور زده ام!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
این روزها انگار باد به گوش آدمها مى رساند، که چقدر تنهایم؛ عجیب است همه مى خواهند دوستان خلوتشان را، با من قسمت کنند! حتما چشمهایم هر صبح، به راحتى باران دیشب را، لو مى دهد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آن دل که به یـاد تو نبــاشد دل نیـست/ قلبی که به عشقت نطپد جز گِل نیست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زانـک جـان مـحـدثست و عشق قدیم /هــرگــز ایــن در وجــود آن نــرسـیـد
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راستـی!!! تـو چقدر دوسـتـتـ دارم ....
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 5 ساعت و 37 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 10 ساعت و 23 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 17 ساعت و 42 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 23 ساعت و 43 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 1 ساعت و 32 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!